• شنبه / ۱۰ مهر ۱۴۰۰ / ۱۲:۳۵
  • دسته‌بندی: فرهنگ حماسه
  • کد خبر: 1400071006391
  • خبرنگار : 71451

مروری بر زندگی یک شهید مدافع حرم در «دخترها بابایی اند»

مروری بر زندگی یک شهید مدافع حرم در «دخترها بابایی اند»

دلم می خواهد بابا بهم غذا بدهد. بابا وقتی بود، برایم لقمه می گرفت. خودم بلدم بخورم، ولی بابا لقمه می گرفت. خب دوست داشتم. به قول بابا دختر ها بابایی اند. بابا هم دوست داشت. لقمه هایش ماشین می شدند و می رفتند توی دهانم.

به گزارش ایسنا، «دخترها بابایی‌اند» روایتی پر احساس از خانواده شهید مدافع حرم جواد محمدی است .او  از جوانان فعال فرهنگی و انقلابی در شهر درچه از توابع اصفهان بود.

وی از همان دوره نوجوانی به فعالیت‌های انقلابی پایگاه های بسیج جذب شد و بعدها به دلیل همین علاقمندی‌ها وارد سپاه پاسداران شد. این کتاب شرحی است از روابط پر احساس و پر عاطفه جواد محمدی و خانواده‌اش.

از ارتباط جواد محمدی و مادرش، از ارتباط جواد محمدی و همسرش. روایتی جدید که هر راوی از منظری شخصی و تازه قهرمانش را روایت می کند. همه این روایت‌ها به گونه‌ای درهم آمیخته شده‌اند که ضمن تکمیل همدیگر استقلال خودشان را هم حفظ می کنند.

در بخشی از این کتاب می‌خوانیم:«دلم می‌خواهد بابا بهم غذا بدهد. بابا وقتی بود، برایم لقمه می‌گرفت. خودم بلدم بخورم، ولی بابا لقمه می‌گرفت. خب دوست داشتم. به قول بابا دخترها بابایی‌اند. بابا هم دوست داشت. لقمه‌هایش ماشین می‌شدند و می‌رفتند توی دهانم. انگار دهان من پارکینگ است. هواپیما می‌شدند. کشتی می‌شدند. سفینه آدم فضایی‌ها می‌شدند. هر چه می‌شدند دوست داشتند بروند توی شکم من.»

این اثر را بهزاد دانشگر به نگارش درآورده و انتشارات شهید کاظمی به چاپ رسانده است.

انتهای پیام

  • در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • -لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • -«ایسنا» مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • - ایسنا از انتشار نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
  • - نظرات پس از تأیید مدیر بخش مربوطه منتشر می‌شود.

نظرات

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.