حجتالاسلام والمسلمین سید جلال موسوی شربیانی در گفتوگو با ایسنا با اشاره به زمینههای کودتای ۱۲۹۹ گفت: پدیده پهلوی در کشور ایران از دوره کودتای ۱۲۹۹ اتفاق افتاد، زمانی که انگلیسیها قصد داشتند قرارداد وثوقالدوله را به مجلس شورای ملی تحمیل کنند.
وی به پدیده قحطی عظیم در ایران اشاره کرد و افزود: عامل اصلی قحطی انگلیسیها بودند، آنها غلات کشور را غارت کردند و برخی زمینهای کشاورزی را به آتش کشیدند که طی آن میلیونها نفر از ایرانیها جان باختند.
انقلاب بلشویکی و ترس انگلیس از نفوذ کمونیسم در ایران
وی با اشاره به تحولات بینالمللی آن دوره تصریح کرد: در سال ۱۹۱۷ میلادی، انقلاب بلشویکی در روسیه به پیروزی رسید. انگلیسیها که از نفوذ شعارهای انقلابی و عدالتطلبانه کمونیسم بر مردم ایران هراس داشتند، برای جلوگیری از وقوع یک انقلاب کمونیستی در ایران، تصمیم گرفتند با بستن قرارداد وثوقالدوله، اوضاع اقتصادی کشور را سامان دهند. اما ذهنیت منفی و تنفر عمومی مردم از انگلیس باعث شد مجلس نتواند این قرارداد را بپذیرد.
شربیانی ادامه داد: انگلیسیها برای اینکه سلطهشان از ایران کم نشود، از طریق دو مهره خود یعنی رضاخان میرپنج و سیدضیاءالدین طباطبایی، کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹ را ترتیب دادند. در این کودتا، دولت ساقط و دولت جدیدی به ریاست سیدضیاءالدین تشکیل شد و رضاخان به عنوان وزیر جنگ منصوب گردید. بدین ترتیب، خاندان پهلوی نفوذ خود را در تشکیلات سیاسی ایران آغاز کرد.
کابینه سیاه و صعود رضاخان به نخستوزیری
عضو هئیت علمی دانشگاه تبریز با اشاره به سرنوشت کابینه سیدضیاء که به کابینه سیاه معروف شد، گفت: رضاخان با سیاستبازی، سیدضیاء را مجبور به ترک ایران کرد و سپس به نخستوزیری منصوب شد. او در دوره وزارت جنگ توانسته بود تا حدودی امنیت را برقرار کند و به همین دلیل مورد حمایت نمایندگان مجلس قرار گرفت.
وی به نقش فراکسیون تجدد در مجلس اشاره و تصریح کرد: این فراکسیون مجموعهای از مهرههای انگلیسی مانند محمدعلی فروغی بودند که شدیداً منافع انگلیس را دنبال میکردند. آنها میدانستند رضاخان میتواند اصلاحات مدنظر انگلیس را پیاده کرده و از نفوذ کمونیسم جلوگیری کند. این گروه منشوری نوشتند و از رضاخان تعهد گرفتند که در قبال نخستوزیری، اصولی همچون جدایی دین از سیاست، صنعتی کردن کشور و اعمال دیکتاتوری عامرانه (مدرن) را رعایت کند. رضاخان نیز همه موارد را پذیرفت.
تغییر رویه رضاشاه از ریاکاری تا استبداد و گرایش به آلمان
شربیانی با بیان اینکه رضاخان با ریاکاری و ظاهرسازی خود را فردی مذهبی نشان میداد، خاطرنشان کرد: او پس از نخستوزیری و تاجگذاری در اردیبهشت ۱۳۰۵، رویه خود را کاملاً تغییر داد. گسترش استبداد، مبارزه با مذهب، کنار گذاشتن روحانیون از مناصب دولتی و غربیسازی کشور با الگوبرداری از آتاتورک، از جمله اقدامات او بود. بستن مساجد و حسینیهها و مبارزه با عزاداریهای محرم، بخشی از سیاستهای او برای تغییر فرهنگ ایران بود.
وی افزود: رضاشاه که خود را به نژاد آریایی و دوره هخامنشی پیوند میداد، به تدریج به آلمان نازی و هیتلر گرایش پیدا کرد. این مسئله خشم متفقین (انگلستان، شوروی و فرانسه) را برانگیخت. آنها که خود رضاشاه را به قدرت رسانده بودند، در سال ۱۳۲۰ به ایران حمله کردند و به سلطنت ۱۶ ساله او پایان دادند. ارتش که یک سوم بودجه کشور را به خود اختصاص میداد، نتوانست ۲۴ ساعت مقاومت کند و رضاشاه ناچار به استعفا و ترک ایران شد.
محمدرضا پهلوی، از سلطنت مشروطه تا دیکتاتوری با حمایت آمریکا
این استاد دانشگاه تبریز در بخش دیگری از سخنان خود به دوران محمدرضا پهلوی پرداخت و گفت: پس از رضاشاه، محمدرضا با حمایت انگلیسیها به سلطنت رسید و قول داد که بر اساس قانون اساسی مشروطه عمل کند. اما در سال ۱۳۲۷ با یک ترور ساختگی که به تودهایها نسبت داد، مسیر استبداد را در پیش گرفت و متممی به قانون اساسی افزود که به موجب آن، انحلال مجلس در اختیار شاه قرار گرفت.
وی با اشاره به جریان ملی شدن صنعت نفت افزود: نمایندگان جبهه ملی با اتحاد نیروهای مذهبی، مسئله ملی شدن صنعت نفت را کلید زدند. انگلیس که این اقدام را فاجعهای برای منافع خود میدید، ایران را تهدید به جنگ کرد. اما آیتالله کاشانی با صدور فتوایی، اعلام کرد که اگر انگلیس دست از پا خطا کند، با هر انگلیسی در ایران چنان رفتار خواهد شد که عبرت شوند. این تهدید مانع از حمله نظامی شد و نفت ایران ملی گردید.
شربیانی با اشاره به روابط دکتر مصدق و آمریکا گفت: مصدق برای خروج انگلیس از ایران به آمریکا روی آورد، اما این خیالی واهی بود. آمریکاییها در کنار انگلیس قرار گرفتند و تحریمهایی را علیه ایران اعمال کردند که همچنان ادامه دارد. با ایجاد اختلاف بین مصدق و آیتالله کاشانی، پشت نخستوزیر خالی شد و زمینه برای کودتا فراهم گردید.
وی به کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ اشاره کرد و گفت: آمریکاییها با طراحی کودتای آژاکس، دولت مصدق را سرنگون کردند و محمدرضا را به عنوان مهره خود در ایران تثبیت نمودند. او تا سال ۱۳۵۷ به دیکتاتوری تمامعیار تبدیل شد و با ایجاد ساواک، محدودیت رسانهها و سرکوب مخالفان، بر کشور حکومت کرد. سرانجام مردم ایران با رهبری امام خمینی (ره) توانستند با انسجام خود، حکومت پهلوی را ساقط کرده و نظام جمهوری اسلامی را برپا کنند.
شربیانی خطاب به نسل جوان تأکید کرد: نسل جوان باید تاریخ معاصر را مطالعه کند و ببیند آمریکا در این مملکت چه کرده است. امروز نظام جمهوری اسلامی، نظامی مردمی است که در طول ۴۷ سال گذشته، عدالتطلبی و حقطلبی خود را نشان داده است.
انتهای پیام


نظرات