بهزاد خواجات: ”جايزه“ به فضاي ادبي ميتواند كمك كند؛ نه به شاعر و نويسنده شعر به دلايل مختلفي پس رانده شد
جايزههاي شعر در روند حرفهيي يك شاعر يا نويسنده بيتاثير است.
بهزاد خواجات - شاعر - در گفتوگو با خبرنگار بخش ادب خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، تصريح كرد: البته درباره جايزهها حكم كلي نميتوان داد؛ اما جايزه درواقع تقدير از كار كرده است و ما هميشه كارهاي نكرده بيشتر از كارهاي كرده داريم. بنابراين جايزه به فضاي ادبي ميتواند كمك كند؛ نه به شاعر و نويسنده و برگزيدن يك داستان يا شعر باعث ميشود كه به عناوين مختلف در مورد آن صحبت شود كه اين امر به بازار و فضاي شعر و ادبيات ميتواند كمك كند.
وي درباره كمتر برگزار شدن جايزههاي شعري نسبت به جوايز ادبي داستان عنوان كرد: برگزار نشدن جوايز شعري به مساله بزرگتري بازميگردد و آن اين است كه پيش از انقلاب فضا قدري شاعرانهتر بود و شعر بازار بيشتري داشت؛ اما بعد از انقلاب شعر به دلايل بسياري پس رانده شد و داستان و سينما جايش را گرفت. امروز اقبالي كه به سينما و داستان ميشود، بيشتر از شعر است كه دلايل زيادي ازجمله سياسي، اقتصادي، اجتماعي و... دارد.
اين شاعر افزود: چيزي كه اهميت دارد اين است كه مسائل ذكرشده، مسائل بيروني است كه در شعر اتفاق افتاده و مسائل درون شعري مسائلي است كه در ورود لحظههاي جديد فكري درخصوص زبان و ماهيت شعر، بهخصوص بعد از دهه 60 اتفاق ميافتد. يعني خواننده داستان ما كسي است كه نسبت به داستانهايي كه ميخواند ذهنيت دارد و سنت تمام داستانهايي كه جديدا نوشته ميشود و در جشنوارههاي مختلف جوايز كسب ميكند، در ادبيات مدرن ما كه از هدايت شروع ميشود وجود دارد.
خواجات تصريح كرد: چيزهايي مثل حركت سيال ذهن كه در داستان مطرح ميشود، روايت گريزي و... سنتشان در ادبيات ما وجود دارد. از هدايت و چوبك، صادقي و ... سراغ اين چيزها را زياد ميتوان گرفت؛ اما در شعر ما بعد از دهه 60 يك اتفاق منحصر به فرد ميافتد. اين اتفاق كه به عنوان شعر دهه 70 مطرح ميشود، اتفاقي است كه بعضي از مؤلفههاي آن مسبوق به سابقه نيست. اگر بخواهيم 11 يا 12 مؤلفه خاص در مورد شعر دهه 70 ذكر كنيم، حداقل چهار يا پنج مورد آن مسبوق به سابقه در شعر فارسي نيست. به اين دليل خواننده شعر نو وقتي وارد چنين فضاهايي ميشود چون به پشتوانه نياز دارد، اما پشتيباني صورت نميگيرد، پس بهويژه خواننده نيمه حرفهيي وقتي با اين آثار روبهرو ميشود، انگار دستاويزهاي زيادي را از آن گرفتهاند و دستش به جايي بند نيست و همچنان در حالت تعليق باقي ميماند. به اين دليل شعر اقبال كمتري پيدا ميكند.
اين شاعر گفت: پيش از انقلاب با نوعي نحلهگرايي مواجه بوديم كه در خيلي از جريانات سياسي پيگيري ميشد. اين خود يك نوع آرمان مشترك شعري هم پيش از انقلاب به وجود ميآورد؛ مثلا شعر سياسي، اجتماعي، فلسفي و... توسط يكسري حزبهاي بيرون شعري حمايت و پشتيباني ميشد و خيليها به خاطر اين قضايا با اين شعرها روبهرو ميشدند.
وي ادامه داد: پس از انقلاب جريانات سياسي كه با شدت وحدت كار خود را دنبال كنند، به شكل سنتي و كلاسيكش نداريم، به اين دليل خوانندگان شعر ما وقتي با شعر روبهرو ميشوند، ديگر با مشاهدههاي سازماني و حزبي نيست و غالبا با شعر به عنوان ماهيت خود شعر مواجه هستند؛ بنابراين پيشفرضها كنار ميرود و آنها بايد دستگاه زيبايي شناختي خود را به كار بيندازند؛ تا بتوانند با چنين شعري ارتباط برقرار كنند.
انتهاي پيام
- در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
- -لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
- -«ایسنا» مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
- - ایسنا از انتشار نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بیاحترامی به اشخاص، قومیتها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزههای دین مبین اسلام باشد معذور است.
- - نظرات پس از تأیید مدیر بخش مربوطه منتشر میشود.


نظرات