• چهارشنبه / ۳ مهر ۱۳۹۸ / ۱۵:۴۰
  • دسته‌بندی: اصفهان
  • کد خبر: 98070302594
  • منبع : نمایندگی دانشگاه اصفهان

/یادداشت/

زنگی که به صدا درآمد

مدرسه

با آغاز پاییز، نسل بالغ جامعه یک بار دیگر زنگ مهر در مدرسه های ایران بزرگ به صدا درآوردند تا کودکان و نوجوانان ایرانی برای جستجوی علم و دانایی در کلاسهای درس حاضر شوند اما آیا دانش آموزان ما به عنوان مخاطبان نظام آموزشی هم جستجوی علم در مدرسه را باور را دارند؟

علم یعنی فراگیری آن چیزی که منجر به نفع عمومی می شود و به تعبیر امام علی علیه السلام، «پارسایان، علم نافع را فرا می گیرند و از هدایت، از درست رفتن و از درست عمل کردن لذت می برند» و به عبارتی علم، همان چیزهایی است که فکر ما، رفتار ما، الگوهای ذهنی و رفتاری ما و در یک کلام سبک زندگی ما را شکل می‌دهد و نیازمند گفت‌وگوی چند جانبه و ارتباط های تعاملی و منتقدانه است.

نظام آموزشی ما، شامل سه ضلعی علم، معلم و خانواده است. از یک طرف نظام آموزشی ما یک نظام متمرکز و دستوری است که معلم اجازه کوچک ترین تغییر در شیوه آموزش و محتوای آموزشی را ندارد و حتی اجازه توسعه علمی هر چند به اندازه یک مقطع بالاتر از تحصیلات خود را ندارد، بنابراین ارتباط علمی و حرفه ای آنها دچار مشکل است و از طرف دیگر خانواده ها نیز ارتباط سالم و مستمری با هم ندارند و گفتگوهای روزانه اعضای خانواده به ۲۰ دقیقه رسیده است. با این توصیف، علم آموزی در این چرخه معیوب دچار خدشه شده و به نتیجه نمی رسد و دانش آموزان امروز حجمی از داده ها را حفظ کرده و بعد از امتحان هر پایه به فراموشی می سپارد و حاصل این فرایند، پرورش یک نسل فراموشکار است زیرا معلم نه می تواند و نه انگیزه دارد که همپای دانش روز حرکت کند و نه خانواده قدرت این همپایی را دارد.

نظام آموزشی که نسل حافظه محور را تربیت می کند، بنابراین دانش آموز به جای آنکه بداند مساحت ایران چقدر است و فرضیه نیوتن را بداند علاقه مند است اسامی بازیکنان تیم های کشورهای خارجی و تعداد گل‌های زده فلان بازیکن را حفظ کنند. به خاطر یک امتیاز قدردان مربی ورزشی است اما قدردان یک عمر تلاش معلم خود و والدین خود نیست.

حضور گسترده فناوری‌های اطلاعات و ارتباطات، فضای آموزش را از انحصار نظام آموزشی خارج کرده است و دانش آموز می تواند بی نیاز از سال ها نشستن پشت نیمکت‌های کلاس‌ هر آنچه را بخواهد با انگیزه و علاقه با چند بار کلیک یاد بگیرد اما این الگوی آموزش، عمق فرهنگی ندارد. اگر پزشک شد، یا مهندس و حتی یک شهروند عادی جامعه هم شد ارزش کار معلم خود را ندارد و همیشه خود را طلبکار از جامعه می داند.

سیاستگذاران کلان کشور، هنوز در اندیشه ساخت جاده و سد هستند، افزایش شبکه های تلویزیون و کانال های مخابرات را هدف گذار می کنند، افزایش مدل خودرو و موبایل را توسعه می دانند اما در همین جاده ها و با همین خودروهای مدل بالا، توسط نسل تحصیلکرده،   هر روز تصادف ها افزایش پیدا می کند، محیط زیست بیش از پیش تخریب می شود، شهرها و حتی روستاها آلوده ها می شوند چرا که آموزش اولویت اول مردم و مسئولان نبوده است.

در این سیستم معیوب، معلم مخزن اطلاعات است و باید در کلاس درس حاضر شده و این اطلاعات را به مغز دانش آموز  وارد کند در حالی که رابطه بین معلم و محصل، فرصتی برای یاددهی و یادگیری نیست، رابطه گفتگو محور نیست و به واقع معلم با خودش حرف می زند و دانش آموز در دنیای خود سیر می کند. این کودک، یک کودک شاد نیست، سراسر استرس و نگرانی است و حتی معلم هم آشفته از استرس است و حاصل آن، انواع بیماری هایی است که بر  جان معلم ها می افتد به طوری که بنا به آمار یک هزارم معلمان ما گرفتار بیماری های صعب العلاج هستند.

بنابراین سیاستگذاران کلان، باید نظام آموزشی را به فرهنگیان واگذار کنند، نظام آموزشی باید از تمرکزگرایی خارج شود تا معلم بتواند با توجه به شرایط زمان و مکان، محتوای آموزش را تدوین کند، محیط آموزش را شاد ‌کند و استرس را از محیط بگیرد. حجم و تنوع محتوا را کم کند تا  فرصت فراگیری آموزه های زندگی در مدرسه فراهم شود. بستر هیجان را برای کودکان آماده کند، توانایی‌ یادگیری خود و فراگیر را فعال کند تا عملکرد بهتری داشته باشند. آموزش و پرورش را از دفتر و کتاب و تخته سیاه و تکرار خواندن و نوشتن جدا کنند، اجازه بدهیم بچه‌ها کار گروهی داشته باشند، محیط آموزش‌ را خودشان شاد کنند، قانون کلاس و مدرسه را خودشان تعیین کنند و حتی تنبیه و تشویق داشته باشند، اخلاق انسانی را تمرین کنند، فرهنگ قدرشناسی و قدردانی را نهادینه کند.

زنگ مهر به صدا آمد اما مهربانی در مدرسه ها، در شهر و در خانواده ها  دیده نمی شود. زرنگ بازی و دغل بازی جامعه به فرهنگ و آموزش مدرسه غلبه کرده است. آموزه های معلمی که قادر نیست مشکلات اقتصادی خودش را حل می کند، دانش آموزان را با این تناقض روبرو کرده که علم را جستجو کند یا ثروت بادآورده را دنبال کند.

انتهای پیام

  • در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • -لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • -«ایسنا» مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • - ایسنا از انتشار نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
  • - نظرات پس از تأیید مدیر بخش مربوطه منتشر می‌شود.

نظرات

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.