• پنجشنبه / ۱ آبان ۱۳۹۹ / ۰۸:۵۸
  • دسته‌بندی: لرستان
  • کد خبر: 99080100053
  • خبرنگار : 50310

اعتیاد، ریشه معضلات خانوادگی


اعتیاد، ریشه معضلات خانوادگی

ایسنا/لرستان متاسفانه امروزه مواد مخدر نه تنها در ایران بلکه در سایر کشورهای جهان در حال افزایش است، که بدون شک تبعات جبران ناپذیری برای خانواده‌ها و جوامع به دنبال دارد.

اعتیاد باعث نابسامانی خانوادگی، محدود شدن روابط خانوادگی، عدم تربیت صحیح فرزندان، خشونت در خانواده، اُفت سطح فرهنگ اجتماعی و اقتصادی خانواده، گسترش طلاق و کاهش آمار ازدواج می‌شود.

چند درصد طلاق‌ها ریشه در اعتیاد دارند؟

لیلا میررضایی در گفت‌وگو با ایسنا با اشاره به این‌که در اکثر جوامع، جوانان سالم ۱۵ تا ۲۰ ساله‌ای که برای کسب تجربه و یا در اثر معاشرت با دوستان نامناسب و یا معتادان به استفاده از مواد مخدر پرداخته‌اند، بیشترین طیف افراد معتاد را از نظر مبنا تشکیل می دهند، اظهار کرد: این گروه به علت نداشتن پشتوانه خانوادگی و تربیت صحیح و از روی حس کنجکاوی و همچنین در اثر معاشرت با کسانی که آنها را به استفاده از داروی مخدر تشویق می‌کنند، برای اولین بار مواد مخدر را تجربه نموده و دچار اعتیاد به مواد مخدر می‌شوند در این میان تعداد زیادی از فرزندان طلاق به عنوان کسانی که از تربیت صحیحی برخوردارنیستند به شکل قابل توجهی مستعد گرفتارشدن در دام اعتیاد به مواد مخدر هستند.

وی با اشاره به این‌که طلاق زوجین می‌تواند عوامل مختلفی را در پی داشته باشد اما بی‌شک یکی‌از عوامل مهم طلاق در کشور ما مقوله اعتیاد والدین به مواد مخدر است، عنوان کرد: یکی‌از پیامدهای اعتیاد که این سال‌ها بخشی‌از جامعه ما را به خود مشغول داشته، بر هم زدن کانون خانواده‌هاست.

میررضایی با اشاره به این‌که اعتیاد آسیب‌های ثانویه‌ای را به همراه خود ایجاد کرده است که ازجمله آن پدیده فروپاشی زندگی و مقوله طلاق و فرزندان تک والدینی است، عنوان کرد: مطالعات نشان می‌دهد که در چند دهه اخیر، خاصه در ۲۰ سال گذشته، میزان اعتیاد در جامعه تا حدی بالا رفته است و اعتیاد یکی‌از سه عامل اصلی طلاق و جدایی زن و مرد از یکدیگر به‌خصوص مردان به شمار می‌رود، فرد معتاد به لحاظ روانی ویژگی‌هایی دارد که در ایفای نقش همسرانه و والدین با دشواری مواجهه می‌شود یا به طور کل نمی‌تواند این نقش را ایفا کند.

این روانشناس با بیان این‌که گسل اعتیاد بنیاد زندگی را فرو می‌ریزد به گونه‌ای که طبق آمارها ۵۵ درصد طلاق‌های زوجین ریشه در اعتیاد زن یا مرد دارد، افزود: اعتیاد به مواد مخدر از دغدغه‌های مهم اجتماعی است که مهار آن در نگاه متصدیان فرهنگی جامعه از اهمیت بسزایی برخورداراست، زیرا اعتیاد زمینه‌ساز بروز آسیب‌ها و انحرافات اجتماعی فراوانی می‌شود و خساراتی که از گرایش فرد به اعتیاد در بخش خانوادگی، اخلاق فردی و سلامت به جامعه وارد می‌شود، بسیار سنگین است.

وی افزود: علل گرایش به اعتیاد را می‌توان در سه حیطه فردی، اجتماعی و خانوادگی تقسیم کرد، مشکلات روانی، کنجکاوی، ضعف اراده، فرار از زندگی تکراری، انگیزه‌های درمانی، و شخصیت نابهنجار فرد مهم‌ترین علل فردی گرایش به اعتیاد است.

میررضایی با اشاره به این‌که پیشگیری از اعتیاد باید در دو جهت تقاضا و توزیع مورد بررسی قرار بگیرد، عنوان کرد: هرکدام از این دو جهت ویژگی‌های مخصوص به خود را دارند، راهکارهای پیشگیری از عرضه کننده، مجموعه فعالیت‌هایی است که از منبع تولید تا مصرف کننده را در بر می‌گیرد.

این روانشناس با بیان این‌که مهم‌ترین پیامد فردی و اجتماعی اعتیاد، زمینه‌ساز سقوط بسیاری از ارزش‌ها و هنجارهای فرهنگی و اخلاقی می‌شود و بدین ترتیب، سلامت جامعه را به طور جدی به مخاطره می‌اندازد، تصریح کرد: در تهاجم و نفوذ فرهنگی، پدیده مواد مخدر، مهم‌ترین عاملِ به تباهی کشیدن و انحطاط اخلاقی جوامع به شمار می‌رود، شاید بتوان مهم‌ترین پیامد فردی و اجتماعی اعتیاد را ناکارآمدی یک عنصر مفید در اجتماع و خانواده برشمرد چراکه فرد معتاد که می‌توانست عنصر مفیدی در جامعه بشری باشد و با بروز و ظهور هنر، ادبیات، صنعت و فن به درد خانواده و جامعه خود بخورد تبدیل به یک عنصر ناسالم و ناکارآمد می‌شود.

وی افزود: در رابطه با علت اینکه هنوز تأثیرات لازم در زمینه ریشه‌کن‌سازی اعتیاد در جامعه صورت نگرفته در حالی‌که تلاش‌های بسیاری انجام شده است، باید گفت علاوه‌بر روش‌های پیشگیرانه فرهنگی در محیط های تأثیرگزار مانند مدارس، دانشگاه‌ها، خانواده، ایجاد اشتغال، ایجاد بسترهایی برای اوقات فراغت سالم، تفریحات مفرح، روی آوری جامعه به سمت و سوی نشاط و امید هنوز به استانداردهای خوبی نرسیده که امید است با عنایت مسئولان این امر محقق شود، از عوامل گرایش به مسأله اعتیاد، می‌توان کنجکاوی، کسب لذت، کمبودهای عاطفی، توزیع ناعادلانه در عدالت اجتماعی، همنشینی با افراد معتاد، نداشتن قدرت و مهارت «نه گفتن»، رشد فزاینده عقاید فمینستی در دختران و فقدان نشاط اجتماعی را برشمرد.  

میررضایی با اشاره به این‌که مصرف مواد مخدر ارتباط مستقیمی با طلاق دارد، اظهار کرد: زنان دارای همسر معتاد به علت تعهد اخلاقی، دلسوزی یا به خاطر داشتن فرزند، مدتی سیاست «سوختن و ساختن» را در پیش می‌گیرند اما در نهایت خسته شده و تحمل خود را از دست می‌دهند، چراکه آن‌ها بدون شک حق زندگی سالم را دارند، وقتی سعی و تلاش خود را بیهوده ببینند، بی تاب شده و تقاضای طلاق و جدایی می‌دهند.

این روانشناس افزود: ازدواج با فرد معتاد با این تصور که تغییرش می‌دهیم، تصمیم کاملاً اشتباه و از روی احساس است، فرد معتاد قبل‌از برقراری هر رابطه‌ای باید به طور کامل سالم شود و خودش را از بند اعتیاد برهاند تا بتواند یک زندگی مشترک خوب، شاد و با آرامشی را داشته باشد.

وی ادامه داد: امروزه در هر خانواده یا محله‌ای بدون این‌که کوچک‌ترین زحمتی به خود دهیم، کودکانی را می‌بینیم که دستخوش جدایی پدران و مادران قرار گرفته‌اند که یا در کنار والدین خود یا در کنار خانواده والدین زندگی می‌کنند، کودکانی که طعمه طلاق شدند و آینده‌ای دشوار در انتظارشان است.

رابطه اعتیاد با طلاق

زهرا لطیفیان، مشاور خانواده و روانشناس در گفت‌وگو با ایسنا با اشاره به این‌که وقتی وابستگی و دل‌بستگی از یک چیزی به چیزی دیگر منتقل می‌شود مسلماً میزان علاقه نسبت به مورد اول، کمرنگ شده و از بین می‌رود، اظهار کرد: کسی که به اعتیاد وابسته و مواد مخدر برایش نیاز تلقی می‌شود، حاضر است برای رفع نیاز خود، دست به فروش اثاث منزل، زیورآلات همسر حتی کودک خود بزند؛ یعنی احساس نیاز به مواد مخدر، بیش از خانواده برایش اهمیت پیدا می‌کند.

وی با اشاره به این‌که رسیدن به آرامش شرط اصلی ازدواج است، افزود: افراد با تشکیل خانواده می‌خواهند به هویت اجتماعی برسند؛ متأسفانه برخی خانواده‌ها تصور می‌کنند فرزندشان با داشتن خانواده هویت اجتماعی قوی‌تری پیدا می‌کند، به همین علت با علم بر اعتیاد فرزندشان و بدون طی کردن مسیر درمان، برای او همسر اختیار می‌کنند تا با داشتن هویت اجتماعی، احساس مسئولیت کرده و با انگیزه بالاتری به سمت‌وسوی درمان برود.

لطیفیان افزود: کسانی که مصرف‌کننده هر نوع مخدری هستند بعد از مدتی، دچار خمودگی، کسلی و سستی می‌شوند. این موارد موجب اخراج آنان از محیط کار و سرانجام بیکاری شده و در فعالیت‌های اقتصادی و موقعیت اجتماعی‌اش نیز خلل ایجاد می‌شود.

این روانشناس بیان کرد: اعتیاد باعث می‌شود شیرازه زندگی این افراد که نیازهای مادی و معنوی را شامل می‌شود از هم بپاشد. طبیعی است که در این حالت، افراد نقش خود را در خانواده از دست بدهند.

وی ادامه داد: کسی که به مواد مخدر وابستگی پیدا می‌کند از لحاظ جسمی، جنسی و معنوی نمی‌تواند به‌خوبی به خانواده رسیدگی کند؛ در این صورت محیط امن خانواده از هم می‌پاشد و جدایی و طلاق بین زوجین اتفاق می‌افتد.

این مشاور خانواده و روانشناس گفت: مواد مخدر ارتباط مستقیمی با طلاق دارد، زنان دارای همسر معتاد به علت تعهد اخلاقی، مدتی سیاست «سوختن و ساختن» را در پیش می‌گیرند اما بالاخره خسته می‌شوند؛ چراکه آنان نیز حق زندگی سالم را دارند، وقتی ببینند این سعی و تلاش بیهوده است در نهایت کم می‌آورند و تقاضای طلاق می‌دهند.

وی اظهار کرد: ازدواج با فرد معتاد با این تصور که «تغییرش می‌دهم»، تصمیمی کاملاً اشتباه است. فرد معتاد نیز قبل از برقراری هر رابطه‌ای باید به‌طور کامل سالم شود و خودش را از اعتیاد رها کند تا بتواند زندگی خوب و با آرامشی داشته باشد.

هر نوع اعتیادی حق طلاق را برای زن به دنبال ندارد

محمدحسن بیرانوند، وکیل دادگستری در گفت وگو با ایسنا، اظهار کرد: یکی‌از مواردی که منجر به طلاق می‌شود اعتیاد زوجین است و بسیاری از زنان فکر می‌کنند که با هر نوع اعتیادی می‌توانند حق طلاق را بگیرند و نسبت به اخذ آن اقدام کنند، اما باید به این نکته توجه داشته باشند که انجام این کار به راحتی نیست.

وی ادامه داد: اما برخلاف این تصور عامه هر نوع اعتیادی منجر به حق طلاق برای زوجه نمی‌شود و برای گرفتن طلاق از طریق اعتیاد باید به گونه‌ای رفتار شود که منجر به برهم خوردن اساس خانواده یا وارد شدن خلل به زندگی زناشویی شود یعنی اعتیاد به قدری باشد که به هیچ وجه نتوان آن‌را درمان کرد.

بیرانوند بیان کرد: در صورتی‌که پزشک معالج تشخیص دهد که ترک اعتیاد امکان‌پذیر نیست یا مدت زمان زیاد و با سختی طی می‌شود در این زمان حق طلاق به زن داده می‌شود.

این وکیل دادگستری تصریح کرد: تشخیص اعتیاد فرد به زندگی مشترک ارتباط دارد و باید در محکمه طلاق حتماً اعتیاد زوج به اثبات برسد و در صورتی‌که مواد مخدر مصرفی چه مواد مخدر گیاهی، چه صنعتی و چه قرص به هیچ وجه جنبه درمانی نداشته باشد، در آن زمان حق طلاق به زوجه داده می‌شود.

وی عنوان کرد: برای احراز اعتیاد زوجه باید دادخواستی را تنظیم کند و از پزشکی قانونی درخواست نامه داشته باشد و آزمایش مثبت اعتیاد زوج را دریافت کند همچنین با شهادت شهود و تحقیقات محلی هم می‌توان اعتیاد را به اثبات رساند و حق طلاق را به زوج داد.

آنچه مسلم است و باید موردتوجه مسئولان قرار بگیرد درصد بالای اعتیاد در جامعه و مهم‌تر درصد بالای آن به‌عنوان عامل اصلی طلاق است که نه‌تنها برای زوج بلکه برای فرزندان آن‌ها، اعضای خانواده و حتی فراتر از آن برای جامعه نیز پیامدهایی داشته باشد که لازم است از آن‌ها جلوگیری شود.

انتهای پیام

  • در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • -لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • -«ایسنا» مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • - ایسنا از انتشار نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
  • - نظرات پس از تأیید مدیر بخش مربوطه منتشر می‌شود.

نظرات

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.