• دوشنبه / ۱۵ دی ۱۴۰۴ / ۱۳:۱۷
  • دسته‌بندی: اصفهان
  • کد خبر: 1404101509266
  • منبع : نمایندگی اصفهان

در مناظرات دانشجویی مطرح شد

از لابی اسرائیل در مداخله‌گری در مذاکرات تا بحران فرهنگی نسل Z

از لابی اسرائیل در مداخله‌گری در مذاکرات تا بحران فرهنگی نسل Z

ایسنا/اصفهان مرحله چهارم چهاردهمین دوره مسابقات ملی مناظره دانشجویان ایران، امروز با حضور تیم‌های دانشجویی از دانشگاه‌های مختلف استان اصفهان و با طرح گزاره‌هایی درباره بحران فرهنگی نسل Z و موانع توافق نکردن ایران و آمریکا به همت جهاد دانشگاهی واحد اصفهان و معاونت فرهنگی دانشگاه اصفهان برگزار شد.

مرحله چهارم از چهاردهمین دوره مسابقات ملی مناظره‌های دانشجویان ایران استان اصفهان به همت جهاد دانشگاهی واحد اصفهان و معاونت فرهنگی دانشگاه اصفهان امروز دوشنبه 15 دی برگزار شد.

از لابی اسرائیل در مداخله‌گری در مذاکرات تا بحران فرهنگی نسل Z


«مهم‌ترین مانع در برابر توافق جامع ایران و ایالات متحده آمریکا، لابی اسرائیل در آمریکاست»، عنوان گزاره‌ای بود که دو تیم ابناءالدلیل از دانشگاه فرهنگیان به‌عنوان(گروه موافق) و تیم پارادوکس از دانشگاه اصفهان به‌عنوان(گروه مخالف) درباره آن مناظره کردند. 

نماینده گروه موافق در طرح موضوع خود گفت: «آمریکا در سال ۱۹۷۲ با چینِ مائو و با اتحاد جماهیر شوروی در اوج جنگ سرد به توافق رسید و حتی پس از جنگ ویتنام نیز وارد شراکت راهبردی با این کشور شد، اما با وجود ارسال «پیشنهاد بزرگ» ایران در ۲۰۰۳، از توافق با تهران خودداری کرد.»

وی با بیان اینکه از منظر علم سیاست، بازیگر بازدارنده از تغییر وضع موجود نقش تعیین‌کننده دارد، افزود: «لابی اسرائیل و آیپک با تأثیرگذاری بر سیاست خارجی آمریکا، تلاش کرده‌اند ایران را از یک مسئله سیاسی به یک تهدید امنیتی تبدیل کنند.»

نماینده گروه موافق با اشاره به کتاب «لابی اسرائیل و سیاست خارجی آمریکا» نوشته جان مرشایمر تصریح کرد: «اسرائیل پس از جنگ سرد از یک دارایی راهبردی به باری استراتژیک برای آمریکا تبدیل شد و برای حفظ جایگاه خود، مانع نزدیکی تهران و واشنگتن شده است.»

نماینده گروه مخالف در طرح موضوع خود تصریح کرد: «تقلیل یک مسئله چندلایه و ساختاری به یک عامل واحد، رویکردی مبالغه‌آمیز است. ایران به دنبال تغییر نظم موجود و آمریکا در پی حفظ برتری خود است و این اختلاف، مستقل از نقش اسرائیل نیز وجود دارد. اسرائیل در سیاست خارجی آمریکا بیشتر به‌عنوان یک ابزار استراتژیک تعریف می‌شود و اگر لابی اسرائیل مانع اصلی تلقی می‌شود، باید نقش آن در چهار لایه لابی‌گری قومی، مذهبی، لیبرال و نهادی به‌صورت مشخص اثبات شود. توافق جامع ماهیتی چندبعدی دارد و نمی‌توان یک عامل واحد را مانع همه ابعاد آن دانست.»

نماینده گروه موافق در جمع‌بندی موضع گروه خود گفت: «اگرچه گفته می‌شود نظر رئیس‌جمهور آمریکا در سیاست خارجی تعیین‌کننده است، اما تجربه دولت جو بایدن نشان می‌دهد که این اراده در برابر لابی اسرائیل عملاً محدود می‌شود. بایدن در جریان رقابت‌های انتخاباتی، سیاست فشار حداکثری دونالد ترامپ را به‌شدت نقد کرد، اما پس از ورود به کاخ سفید، همان تحریم‌ها را حفظ کرد. دلیل این تناقض، ناتوانی در مقابله با لابی اسرائیل است. بایدن بارها به‌صراحت از هویت صهیونیستی خود سخن گفته و دولت او بزرگ‌ترین کمک‌های مالی تاریخ را به اسرائیل اختصاص داده است. اگر رئیس‌جمهور آمریکا امکان عبور از لابی اسرائیل را داشت، می‌توانست در ۲۰۲۱ با یک فرمان اجرایی به برجام بازگردد؛ اقدامی که هرگز انجام نشد.»

از لابی اسرائیل در مداخله‌گری در مذاکرات تا بحران فرهنگی نسل Z

وی در پاسخ به ادعای وجود موانع داخلی در ایران افزود: «تجربه برجام در ۲۰۱۵ نشان داد که جمهوری اسلامی ایران با وجود مخالفت‌های داخلی، توان و اراده عبور از این چالش‌ها و اجرای توافق را داشته است. صرف رسیدن به توافق کافی نیست و آنچه اهمیت دارد، پایداری و ماندگاری توافق است؛ موضوعی که مستقیماً تحت تأثیر فشارهای لابی اسرائیل قرار دارد.»

نماینده گروه موافق در ادامه با استناد به نظریه «امنیتی‌سازی» مکتب کپنهاگ تصریح کرد: «لابی اسرائیل به‌صورت هدفمند، ایران را نه به‌عنوان یک مسئله سیاسی، بلکه به‌عنوان یک تهدید امنیتی و حتی آخرالزمانی معرفی می‌کند؛ رویکردی که مذاکره را ناممکن می‌سازد. هنر لابی اسرائیل آن است که با فضاسازی و تبلیغات گسترده، پرونده ایران را از میز دیپلمات‌ها خارج کرده و همواره بر میز ژنرال‌ها نگه می‌دارد.»

نماینده گروه مخالف در جمع‌بندی خود گفت: «حتی اگر فرض شود لابی اسرائیل به‌طور کامل از معادلات آمریکا حذف شود، واشنگتن با کشوری که دهه‌ها با آن تعارض بنیادین داشته، به‌راحتی وارد توافق جامع نخواهد شد. مسئله روابط ایران و آمریکا ریشه در اختلافات عمیق و ساختاری دارد و نمی‌توان لابی اسرائیل را مهم‌ترین مانع توافق دانست. این گزاره تصویری ایستا ارائه می‌دهد، در حالی‌که نقش اسرائیل متغیر و وابسته به شرایط زمانی است. گزارش‌ها نشان می‌دهد هزینه لابی صنایع نظامی و تسلیحاتی در آمریکا چندین برابر لابی اسرائیل است و تمرکز صرف بر اسرائیل، نادیده گرفتن سایر بازیگران اثرگذار است. دیوار بی‌اعتمادی میان ایران و آمریکا پیش از نقش‌آفرینی اسرائیل شکل گرفته و ریشه آن در اختلافات هسته‌ای، موشکی، منطقه‌ای و ایدئولوژیک و تضاد منافع دو بلوک قدرت است. لابی اسرائیل را باید یک کاتالیزور دانست نه مانع اصلی و تمرکز بیش از حد بر آن انحراف از ریشه‌های واقعی اختلافات است.»

در پایان گروه ابناءالدلیل ۷۶ امتیاز و گروه پارادوکس ۷۴ امتیاز کسب کردند که این مرحله با پیروزی گروه ابناءالدلیل تمام شد.

از لابی اسرائیل در مداخله‌گری در مذاکرات تا بحران فرهنگی نسل Z

«بحران فرهنگی نسل Z، بیش از آنکه بحران ارزش باشد، ناتوانی حاکمیت فرهنگی در ایجاد اعتماد برای مدیریت تنوع هویتی در جامعه است» عنوان گزاره‌ای بود که دو تیم رسا از دانشگاه اصفهان به‌عنوان(گروه موافق) و تیم هما از دانشگاه فرهنگیان به‌عنوان(گروه مخالف) درباره آن مناظره کردند. 

نماینده تیم گروه موافق در طرح موضوع خود گفت: «بحران فرهنگی نسل Z بیش از آنکه ناشی از فروپاشی ارزش‌ها باشد، حاصل ناتوانی حاکمیت فرهنگی در ایجاد اعتماد و مدیریت تنوع هویتی در جامعه است.»

وی با اشاره به استفاده مکرر از واژه «بحران» در این گزاره افزود: «به‌کارگیری این مفهوم نباید ما را به سمت مقصریابی ساده‌انگارانه سوق دهد، چرا که مسئله اصلی نه تغییر سلیقه یا افول اخلاقیات، بلکه برهم‌خوردن نسبت میان تغییرات اجتماعی، سازوکارهای مدیریت فرهنگی و سیاست‌های اعتمادساز است. نسل Z، متولدان اواخر دهه ۷۰ شمسی به بعد، در جهانی رشد کرده‌اند که اینترنت، ارتباطات جهانی و تکثر روایت‌ها ویژگی اصلی آن است و هیچ روایت واحدی توان سلطه انحصاری بر ذهن آنان را ندارد. بحران زمانی شکل می‌گیرد که نهادهای فرهنگی توان فهم، نمایندگی و گفت‌وگو با این نسل را از دست می‌دهند.»

وی با تفکیک مفهومی «بحران فرهنگی» و «بحران ارزش» تصریح کرد: «بحران ارزش در جامعه‌شناسی به تکثر و تعارض هم‌زمان نظام‌های ارزشی اشاره دارد، اما مشکل اصلی زمانی پدید می‌آید که این تغییرات بدون چارچوب و مدیریت رها شوند، بنابراین مسئله تغییر ارزش‌ها نیست، بلکه ناتوانی در مدیریت آن‌هاست.»

نماینده گروه موافق «ناتوانی حاکمیت فرهنگی» را به وجود شکاف پایدار میان سیاستگذاری رسمی و زیست اجتماعی جامعه تعبیر کرد و گفت: «مدیریت تنوع هویتی به معنای حذف یا یکسان‌سازی هویت‌ها نیست، بلکه مستلزم به‌رسمیت‌شناختن تفاوت‌ها و تنظیم تعارض‌ها در چارچوبی مشترک و قابل اعتماد است.»

وی در پایان با طرح این پرسش که «آیا بحران ارزش الزاماً به بحران فرهنگی منجر می‌شود یا خیر؟» تأکید کرد: «ریشه اصلی تنش‌های فرهنگی امروز، ضعف در حکمرانی فرهنگی و سیاست‌های اعتمادساز است، نه صرفاً تغییرات ارزشی نسل جدید.»

نماینده تیم گروه مخالف در طرح موضوع خود گفت: «گزاره مورد بحث، مسئله اصلی را ناتوانی حاکمیت فرهنگی معرفی می‌کند و ارزش‌ها را صرفاً در مدار آن قرار داده است. این رویکرد، برداشت نادرستی از موضوع ارائه می‌دهد و باعث می‌شود جنبه‌های پیچیده‌تر بحران فرهنگی نادیده گرفته شود. مثال مقایسه جامعه انسانی با باغ وحش برای نشان دادن مدیریت تنوع هویتی، صحیح نیست، چرا که انسان‌ها قادر به تعیین ارزش‌های خود در چارچوب فرهنگ و جامعه هستند و نمی‌توان آن‌ها را محدود و کنترل‌شده تصور کرد. تنوع هویتی ذاتی جوامع مدرن است و بحران زمانی شکل می‌گیرد که این تنوع پذیرفته نشود. اگر تنوع هویتی پذیرفته شود، مسئله بحران فرهنگی عملاً رفع می‌شود.»

وی افزود: «ارزش‌های نسل Z، جهانی و متأثر از فضای اینترنت و ارتباطات فراملی است و نه مختص یک جامعه خاص، بنابراین ادعای بحران محدود به یک جامعه خاص دقیق نیست.»

از لابی اسرائیل در مداخله‌گری در مذاکرات تا بحران فرهنگی نسل Z

نماینده تیم گروه موافق در جمع‌بندی خود گفت: ارزش‌های نسل Z با ارزش‌های حاکمیت فرهنگی همخوانی ندارد و برای رفع این بحران، یا نسل باید خود را به حاکمیت فرهنگی برساند یا حاکمیت فرهنگی باید زبان و ویژگی‌های نسل را بفهمد. بحران ارزش به خودی خود تأثیر مستقیم ندارد و تنها در صورت ناتوانی حاکمیت فرهنگی در تنظیم و مدیریت ارزش‌ها، اعتماد نسل Z فرو می‌ریزد. نسل Z گوش شنوای گفتار حاکمیت فرهنگی خواهد بود، اما تنها زمانی که با زبان خودش با او صحبت شود. نسل Z ارزش‌گریز و اخلاق‌ستیز نیست؛ بلکه از ارزش‌های تحمیلی فاصله می‌گیرد و به قانونی که به‌طور عادلانه اجرا نمی‌شود و به حاکمیت فرهنگی که قابل اعتماد نیست، بی‌اعتماد شده است. این نسل علیه ارزش‌های جامعه عمل نمی‌کند و تنها به دنبال شناخت و تعامل صادقانه با ارزش‌هایی است که معنا و عدالت را در پی داشته باشد.»

نماینده تیم گروه مخالف در جمع‌بندی خود گفت: «هویت نسل Z بیش از آنکه در فضاهای رسمی و مجامع عمومی شکل گیرد، در بستر اینترنت و شبکه‌های اجتماعی ظهور می‌کند. نسل Z به دلیل بحران ارزش، اعتماد چندانی به مراجع رسمی ندارد. این نسل جایگاه خود را در فضای آنلاین پیدا کرده و نیازی نیست حاکمیت فرهنگی به رسمیت‌شناسی آن هویت بپردازد، چرا که جریان هویت نسل زد سیال است و با خط‌کش و معیارهای سنتی قابل مدیریت نیست. نسل Z به دلیل فقدان قطب‌نمای ارزش‌های پایدار، حتی در شرایط آرام نیز مسیر خود را گم می‌کند و تلاش حاکمیت برای کنترل آن، به دلیل فروپاشی نظام ارزش‌ها، ناکام خواهد ماند.»

وی افزود: «بحران فرهنگی نسل Z بیش از آنکه ناشی از ناتوانی حاکمیت در مدیریت تنوع هویتی باشد، ریشه در فروپاشی نظام ارزش‌ها دارد و نسل‌های گذشته نیز به دلیل بحران ارزش، قابلیت مدیریت کامل توسط حاکمیت را داشتند، اما نسل Z با الگوریتم‌های جهانی شبکه‌های اجتماعی، مسیر تازه‌ای را دنبال می‌کند. به جای تلاش برای کنترل فیزیکی، حاکمیت باید به آموزش سواد رسانه‌ای و تقویت توانایی نسل Z برای حفظ هویت خود در برابر موج‌های جهانی بپردازد و مرجعیت فرهنگی را در داخل مرزها بازگرداند، نه صرفاً فضاها را باز کند.»
در پایان گروه رستا  ۷۳ امتیاز و گروه هما ۷۷ امتیاز کسب کردند که این مرحله نیز با پیروزی گروه هما تمام شد.

انتهای پیام

  • در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • -لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • -«ایسنا» مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • - ایسنا از انتشار نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
  • - نظرات پس از تأیید مدیر بخش مربوطه منتشر می‌شود.

نظرات

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
لطفا عدد مقابل را در جعبه متن وارد کنید
captcha