داریوش پایسته در گفتوگو با ایسنا در تشریح وضعیت کنونی ونزوئلا و سناریوهای محتمل آینده آن، اظهار کرد: در شرایط فعلی، نهادهای اصلی ونزوئلا همچون ارتش، دیوان عالی، حزب حاکم و شبکههای اجتماعی-سیاسی چاویستی همچنان پابرجا هستند و هویت «ضد مداخله خارجی» در میان بخش بزرگی از جامعه تقویت شده است. انتظار میرود در کوتاهمدت مادورو از صحنه سیاسی این کشور حذف شود اما ساختار قدرت از طریق چهرههای دیگر ادامه یابد و فشارهای اقتصادی بدون فروپاشی نهادی تشدید شود.
وی اضافه کرد: در میانمدت نظم سیاسی چاویستی در قالبی جدید بازتولید میشود، اصلاحات محدودی برای افزایش مشروعیت داخلی انجام میگیرد و شاهد تداوم فاصله با آمریکا و نزدیکی محتاطانه به بلوکهای غیرغربی در این کشور خواهیم بود. در این چارچوب سیستم سیاسی ونزوئلا مسیر خود را ادامه خواهد داد، زیرا مشروعیت آن تنها متکی به مادورو نیست، بلکه بر خاطره جمعی، روایت مقاومت و نهادهای اجتماعی استوار است.
این تحلیلگر مسائل بینالملل با اشاره به اینکه حمله نظامی آمریکا به ونزوئلا به نوعی یادآور سیاستهای استعماری قرن بیستم است، اظهار کرد: سیاست خارجی تنها بر مبنای منافع مادی نظیر نفت، منابع و بازار شکل نمیگیرد، بلکه بر پایه بازنمایی هویتی نیز استوار است. اقدام آمریکا را میتوان نشانهای از بازتعریف نقش خود بهعنوان «قدرت نظمدهنده» در نیمکره غربی و بازتولید گفتمان «حق مداخله برای ثبات»دانست؛ گفتمانی که یادآور الگوهای قرن بیستم است.
پایسته با اشاره به تفاوت بنیادین سیاستهای امروز ترامپ با استعمار قرن ۲۰، ادامه داد: امروزه هنجار عدم مداخله و حق تعیین سرنوشت ملتها در سطح جهانی نهادینه شدهاند. بنابراین، اقدام آمریکا در حمله به ونزوئلا بیش از آنکه بازگشت موفق به استعمار باشد، کوششی پرهزینه برای احیای یک نظم هنجاری فرسوده است.
وی با اشاره به تاثیرات این حمله بر بازار جهانی انرژی، تصریح کرد: این اقدام در کوتاهمدت میتواند بیثباتی در بازار انرژی ایجاد کند و ریسک ژئوپلیتیکی آمریکای لاتین را افزایش دهد، اما در میانمدت و بلندمدت کشورهای مصرفکننده به تنوعبخشی منابع انرژی سرعت میدهند و وابستگی به مناطق پرریسک کاهش مییابد. با این حال به نظر من دیگر امنیت انرژی صرفاً معنای مادی ندارد، بلکه با اعتماد، قابلیت پیشبینی و مشروعیت سیاسی گره خورده است. لذا مداخله مستقیم، این مؤلفهها را نیز تضعیف میکند.
این تحلیلگر مسائل بینالملل در پاسخ به این سوال که آیا جامعه بینالملل ظرفیت پاسخ کوبنده به آمریکا را دارد؟ گفت: ظرفیت حقوقی وجود دارد، اما اراده سیاسی محدود است. با این حال، مکانیسمهای مؤثر میتواند شامل فعالسازی نهادهای منطقهای مستقل از واشنگتن و استفاده از دادگاههای بینالمللی برای ایجاد سابقه باشد.
پایسته اضافه کرد: علاوه بر این، به منظور جلوگیری از تکرار الگویی که آمریکا در پیش گرفته، چه توسط خود این کشور و چه کشورهایی همانند چین و روسیه، میبایست از منظر حقوقی برای چنین اقدام مداخلهجویانهای هزینهسازی هنجاری ایجاد شود؛ به طوریکه مداخله به کنشی «غیرمشروع» در افکار عمومی جهانی تبدیل گردد. همین هزینه هنجاری میتواند در بلندمدت از تکرار الگو جلوگیری کند.
وی با اشاره به اینکه تا به الان واکنش روسیه و چین به چنین اقدامی فقط محکومیت لفظی بوده است، تصریح کرد: این واکنش ناشی از محاسبهای آگاهانه است؛ چراکه آمریکای لاتین برای آنان «حوزه هویتی حیاتی» نیست. پس ترجیح میدهند از ابزارهای اقتصادی، دیپلماتیک و نمادین استفاده کنند. لذا انتقال کامل رقابت قدرتهای بزرگ از آسیا به آمریکای لاتین در قالب جنگ نیابتی کلاسیک بعید است، اما شاهد حضور نرم و تدریجی آنها در این منطقه خواهیم بود.
این تحلیلگر مسائل بینالملل همچنین به گزینههای پیشروی ایران به منظور مقابله با اقدامات مداخلهجویانه آمریکا پرداخت و اظهار کرد: با توجه به روابط تاریخی ایران و ونزوئلا، ایران میتواند بر گفتمان حاکمیت ملی و حق تعیین سرنوشت تأکید کند. همچنین حمایت سیاسی و اقتصادی غیرنمایشی و کمهزینه ارائه دهد و از ورود به الگوهای تقابلی مستقیم با آمریکا پرهیز کند. راهبرد بهینه برای ایران کنش هنجارساز بهجای کنش تقابلی و تبدیل ونزوئلا به نماد مقاومت حقوقی، نه میدان درگیری جدید است.
پایسته با اشاره به اینکه در دنیای امروز قدرت واقعی نه فقط در کنترل منابع، بلکه در کنترل معنا، مشروعیت و روایت است، گفت: در این سطح از تحلیل، اراده مردم ونزوئلا و هویت ضدمداخله خارجی همچنان تعیینکننده خواهد بود. این اقدام آمریکا ممکن است مادورو را از صحنه حذف کند، اما نظام سیاسی، هویت جمعی و مسیر ونزوئلا را تغییر نخواهد داد.
انتهای پیام


نظرات