رضا حمزهپور در گفتوگو با ایسنا با تأکید بر اینکه نمیتوانیم به بهانه پیشرفت، حیات طبیعی را قربانی کنیم، گفت: حفاظت از الگوی زیستی فلات مرکزی ایران ضروری است. استان خراسان رضوی یکی از مهمترین و گستردهترین زیستگاههای گربهسانان کشور است و تقریباً تمامی گونههای این رده از جمله یوزپلنگ آسیایی، پلنگ ایرانی، کاراکال، گربه شنی، گربه وحشی و گربه پلاس در بخشهای مختلف این پهنه زیستی حضور دارند و بررسیهای میدانی، گستره فعالیت آنان را از سبزوار تا بردسکن، طبس، بجستان و مناطق مجاور نشان میدهد. این تنوع، خراسان رضوی را به یکی از کانونهای کلیدی حیات وحش ایران بدل کرده است.
وی اظهار کرد: یوزپلنگ آسیایی در رأس این زنجیره قرار دارد و جایگاهی ممتاز در نظام اکولوژیک کشور دارد. این گونه نه تنها سریعترین گربهسان جهان است، بلکه به دلیل نقشی که در حفظ تعادل جمعیت شکارهای علفخوار دارد، یک گونه چتر محسوب میشود.
این فعال محیطزیست خاطرنشان کرد: هر اقدامی برای حفاظت از یوز، به طور مستقیم سبب پاسداری از دهها گونه گیاهی و جانوری دیگر میشود که در همان زیستگاه زندگی میکنند؛ بنابراین، بقای یوز مترادف با تداوم پویایی زیستبوم ایران است.
وی با اشاره به وضعیت بحرانی یوز ایرانی گفت: یوزپلنگ آسیایی در فهرست قرمز اتحادیه جهانی حفاظت از طبیعت (IUCN) قرار دارد، زیرا به شدت در معرض خطر انقراض است و شرایط ادامه حیاتش در طبیعت بسیار بحرانی خوانده شده است.
حفاظت از یوزپلنگ آسیایی تنها مسئولیتی برای محیطبانان نیست
حمزهپور افزود: بر اساس آخرین پایشها، تعداد این گونه در ایران بسیار کم شده و تعداد اندکی از آنها باقی مانده که اغلب در کریدور حد فاصل میاندشت تا توران زیست دارند. این منطقه از معدود نقاطی است که هنوز ردپای آخرین یوزهای آسیایی در آن دیده میشود منطقهای که از نظر اکولوژیک نقشی حیاتی در بقای گونه دارد و به حق خط زندگی یوز ایرانی نام گرفته است.
وی با اشاره به تهدیدات جدی در مسیر زیست این گونه افزود: یکی از مهمترین خطراتی که این کریدور را تهدید میکند، محور مواصلاتی سبزوار-میامی-شاهرود است. در سالهای اخیر چندین مورد برخورد خودرو با یوزها و سایر پستانداران بزرگ گزارش شده است. به همین دلیل، رعایت سرعت مطمئنه و توجه به تابلوهای هشدار حیوانات عبوری در این مسیر، به ویژه در ایام نوروز که تردد خودروها افزایش پیدا میکند، از اهمیت فوقالعادهای برخوردار است. هر کیلومتر از این مسیر میتواند خط مرگ یا زندگی برای یکی از آخرین بازماندگان یوزهای ایران باشد.
این فعال محیطزیست و کارشناس حیات وحش در سبزوار، ضمن هشدار نسبت به ادامه روند فعلی گفت: اگر همین امروز برای ایمنسازی جادهها و کنترل مخاطرات انسانی اقدام نشود، ممکن است تا چند سال آینده دیگر هیچ مشاهدهای از یوز در دشتهای توران و میاندشت ثبت نشود. این واقعیت تلخ باید ما را به تغییر رفتار و اصلاح نگاه در توسعه منطقهای و حمل و نقل وادارد.
حمزهپور تأکید کرد: حفاظت از یوزپلنگ آسیایی تنها مسئولیتی برای محیطبانان نیست، بلکه نیازمند یک عزم ملی و آگاهی عمومی گسترده است.
وی گفت: رسانهها، نهادهای آموزشی، شرکتهای حملونقل و حتی گردشگران، همه باید بدانند هر رفتار کوچک آنها ممکن است اثری بزرگ بر آینده این گونه بگذارد. لازم است جادههایی که از میان زیستگاههای این حیوان عبور میکنند، با نصب فنسهای مناسب، احداث گذرگاههای زیرزمینی یا پلهای هوایِ مخصوص حیات وحش و استفاده از فناوریهای هشداردهنده ایمنسازی شوند.
وی از سازمان حفاظت محیطزیست فعال سازی برنامه ملی «زیستگاه امن یوز» را به خصوص شهرستانهای غربی خراسان رضوی ضروری دانست و افزود: ایجاد ایستگاههای آموزشی در روستاهای حاشیه توران، برگزاری کارگاههای مردمی و اطلاعرسانی دائمی درباره اهمیت این گونه میتواند در تغییر رفتار عمومی مؤثر باشد. اگر مردم بدانند حفظ یوز در واقع پاسداری از سرزمین خودشان است، از زبالهریزی و سرعتهای بیرحمانه در جاده پرهیز خواهند کرد.
یوزپلنگ آسیایی در لبه انقراض ایستاده است
حمزهپور همچنین به رابطه بین حفاظت از یوز و سلامت اکوسیستم اشاره و اظهار کرد: یوز با تنظیم جمعیت شکارهایی مثل آهو و جبیر، از تخریب پوشش گیاهی جلوگیری میکند. کاهش یا حذف این شکارچی رأس هرم، موجب افزایش بیرویه جمعیت شکارها، چرای مفرط، نابودی گیاهان و در نهایت فرسایش خاک میشود. از این رو، از بین رفتن یوز اثرش را حتی بر کشاورزی و اقلیم مناطق اطراف میگذارد.
وی خاطرنشان کرد: تجربه جهانی نشان داده حفاظت از گونههای چتر مانند یوزپلنگ، پلنگ یا خرس، نه تنها امنیت زیستی را افزایش میدهد بلکه در جذب گردشگر طبیعت و رونق اقتصادی پایدار نیز تأثیرگذار است.
این فعال محیطزیست افزود: اگر بتوانیم زیستگاههای یوز را ایمن و پایدار نگه داریم، زمینه مناسبی برای تماشای حیات وحش به صورت مسئولانه فراهم میشود؛ امری که میتواند به اشتغال محلی، درآمد روستاییان و رشد آگاهی عمومی منجر شود.
وی با بیان اینکه توسعه بدون طبیعت، توسعهای کارتنی و بیریشه است، به رسالت فرهنگی حفاظت از گونهها اشاره و اظهار کرد: یوز ایرانی بخشی از میراث ملی ماست. از نقوش سفالینههای باستانی تا داستانهای مردم کویر، یوز همیشه حضور داشته است. نابودی آن یعنی حذف بخشی از حافظه جمعی ایرانیان. برای همین است که هر قدم در جهت حمایت از این گونه، در واقع گامی در حفظ ریشههای هویتی ماست.
حمزهپور یادآور شد: امروز یوزپلنگ آسیایی در لبه انقراض ایستاده است؛ هر تصادف، هر بیتوجهی و هر تعرض به زیستگاهش میتواند موجودیت این نماد ملی را تهدید کند. ما نیازمند تغییری اساسی در رفتار خود هستیم. برای نجات یوزپلنگ آسیایی از شاهرود تا سبزوار، باید آهستهتر برانیم، آگاهانهتر زندگی کنیم و مسئولانهتر به طبیعت بیندیشیم. یوز فقط یک حیوان نیست؛ آخرین پرچم حیاتِ وحشی ایران بر فراز دشتهای توران است.
یوزپلنگ، سریعترین جانور خشکی، نماد چابکی و قدرت در طبیعت است. سرعت این گربهسان استثنایی میتواند در حالت دویدن بیش از ۱۰۰ کیلومتر در ساعت برسد، هرچند این شتاب خیرهکننده تنها در فاصلهای چند صد متری دوام دارد و پس از آن حیوان برای جلوگیری از خستگی شدید، سرعت خود را کاهش میدهد.
پوست یوز، نخودیرنگ با خالهای سیاه، گرد و کوچکِ توپُر است؛ طرحی منحصربهفرد که او را در میان سایر گربهسانان قابل تشخیص میسازد. موی بدنش کوتاه و زبر است و بیشتر در محیطهای گرم و خشک، بهویژه در مناطق بیابانی ایران، به او کمک میکند تا در برابر گرمای شدید مقاومت کند و کمتر رطوبت از دست بدهد.
یوزپلنگ به واسطه پیکر کشیده و استخوانبندی انعطافپذیرش، توانایی خارقالعادهای در دویدن دارد. طول بدن یوز بالغ بین ۱۱۲ تا ۱۳۵ سانتیمتر است و دمی بلند به اندازه ۶۶ تا ۸۴ سانتیمتر دارد که هنگام دویدن و تغییر جهت ناگهانی، نقش عمدهای در حفظ تعادل او ایفا میکند. وزن این گربهسان بین ۳۴ تا ۵۴ کیلوگرم متغیر است، و همین سبکوزنی در کنار عضلات قدرتمند پا و سینه، راز اصلی سرعت بیرقیب او در دنیای جانوران بهشمار میآید.
یکی از ویژگیهای زیباییشناسانه و در عین حال عملکردی یوز، خط سیاه اشکی است که از گوشه چشم تا گوشه لب امتداد دارد. این نوار طبیعی، در نوع ایرانی ضخیمتر از یوزهای آفریقایی است و به کاهش انعکاس نور خورشید از سطح زمین در محیطهای روشن و خشک کمک میکند، تا دید حیوان هنگام شکار دقیقتر و متمرکزتر باشد.
زیستگاه طبیعی یوز در ایران، عمدتاً دشتهای باز، پهناور و تپهماهورهای استپی و بیابانی است؛ مناطقی که امکان استتار، دید وسیع و دویدن آزادانه را برای این شکارچی فراهم میکند. با وجود بارندگی اندک و کمبود منابع آبی، این نواحی دارای پوشش گیاهی خاصی هستند که با شرایط اقلیمی خشک سازگار شدهاند. گیاهانی چون درمنه، گز، تاغ، قیچ، اسکنبیل، کاروانکش، ریشبز و اشنان از گونههای غالب پوشش گیاهی این دشتها هستند و محیط زندگی را برای حضور شکارهایی همچون جبیر، آهو و خرگوش فراهم میسازند، که همگی غذای اصلی یوز بهشمار میروند.
در واقع، گستره زیستی یوزپلنگ ایرانی ترکیبی از خشونت و زیبایی است؛ سرزمینهایی ساکت و آفتابسوز که در نگاه اول خالی از زندگی به نظر میرسند، اما در عمق خود یکی از باشکوهترین نمونههای سازگاری و بقا را پنهان کردهاند. یوز در همین سکوت بیابانها زندگی میکند، شکار میکند و نفس میکشد و با هر گام، توازن طبیعت را حفظ میکند.
انتهای پیام


نظرات