• سه‌شنبه / ۱۴ بهمن ۱۳۹۹ / ۰۹:۳۵
  • دسته‌بندی: همدان
  • کد خبر: 99111410124
  • خبرنگار : 50035

نخستین جرقه فراگیر انقلاب در همدان چه زمانی بود؟

نخستین جرقه فراگیر انقلاب در همدان چه زمانی بود؟

ایسنا/همدان در تاریخ انقلاب اسلامی ایران نیمه دوم سال ۱۳۵۶ از اهمیت خاصی برخوردار است. رحلت مشکوک آیت الله حاج آقا مصطفی خمینی و در پی آن اهانت به مقام شامخ امام خمینی در دی ماه همان سال سلسله حوادثی را در پی آورد که در مدت کمتر از یک سال نظام شاهنشاهی را سرنگون کرد. نقشی که حضرت امام در راهبری انقلاب اسلامی بر عهده داشت برآمده از باور و عقیده مردم متدین تمام شهرها و روستاهای ایران بود که هویت گم‌گشته خود را در آن جستجو می کردند.

سیر حوادث همدان در بستر تاریخ انقلاب اسلامی تا تثبیت انقلاب اسلامی براساس اسناد و تاریخ شفاهی بررسی شده است. در انقلاب اسلامی ایران به صورت کلی و به ویژه در تاریخ انقلاب اسلامی همدان به صورت جزیی سه گروه را می توان مشاهده کرد؛ نخست علما و روحانیون مبارز از جمله شهید آیت الله مفتح، مرحوم آیت الله ملاعلی معصومی همدانی، آیت الله بنی صدر، شهید آیت الله اسدالله مدنی، مرحوم حجت الاسلام حسینی همدانی و ...، دوم نقش بازاریان که در پیوند با علما و روحانیون نقش آفرین بوده اند و سوم نقش فرهنگیان که شامل دانش آموزان، معلمان، دانشجویان و دانشگاهیان می شود.

در تاریخ انقلاب اسلامی همدان رحلت آیت الله معصومی همدانی نقطه عطفی در مبارزات مردم مسلمان آن سامان شد. همچنین با بازگشایی مدارس در مهرماه سال ۱۳۵۷ فرهنگیان و دانش آموزان فعالیت های خود را در مبارزه با حکومت پهلوی گسترده تر کردند. نقش رهبری انقلاب اسلامی همدان را هم یکی از شاگردان و مریدان حضرت امام یعنی شهید آیت الله سیداسدالله مدنی بر عهده داشت.

مراسم چهلم آیت الله آخوند ملاعلی همدانی

پس از تشییع جنازه باشکوه آیت الله آخوند ملاعلی همدانی و برخورد شدید مردم با مأموران شهربانی و ساواک که در واقع نخستین جرقه فراگیر انقلاب در همدان بود، مراسم متعددی از سوی صنف ها و قشرهای مختلف مردم تشکیل شد، در همین زمینه مراسمی در مسجد میرزا داود در شب جمعه ۵ شهریورماه تشکیل شد. در آن مراسم پس از پایان سوگواری، عده ای از حاضران تظاهرات کردند و به سر دادن شعار علیه رژیم پرداختند.

در سال ۱۰:۴۵ همان شب، یکی از افراد، به نام حق گویان که حامل مواد منفجره بود و قصد حمله به نیروهای انتظامی را داشت، به علت انفجار این مواد، در کوچه پلویی ها واقع در خیابان شاه عباسی همدان شهید شد. شدت انفجار به حدی بود که خانه های اطراف را به لرزه درآورد. البته دو روز قبل از آن همدان صحنه تظاهرات مختلفی بود. در خیابان های باباطاهر، اکباتان، شاهپور، شاه عباسی و محله سعیدیه تظاهراتی برپا شد.

در روز هفتم مردادماه از طرف خانواده آیت الله آخوند ملاعلی معصومی، مجلس ختمی با شرکت حدود ۱۰ هزار نفر در مسجد جامع همدان برگزار شد. در این مجلس یکی از روحانیون مبارز و از شاگردان آیت الله آخوند به نام حجت الاسلام شیخ احمد رحمانی منبر رفت و راجع به زندگی و فضایل اخلاقی ایشان به سخنرانی پرداخت.

در میان سخنان خود به شدت به رژیم حمله کرد و آن را به باد انتقاد گرفت و در پایان منبر خواستار اجرای موارد چون بازگشت آیت الله روح الله خمینی به ایران، آزادی زندانیان سیاسی، بازگشت تبعیدی ها به محل های اقامت قبلی، آزادی کارگران و کسبه و نگرفتن مالیات از آنها، لغو استفاده از تاریخ شاهنشاهی، برچیدن مراکز فساد، قطع رابطه دولت ایران با اسرائیل و آزادی بیان و قلم برای دانشجویان از طرف دولت شد.

حجت الاسلام شیح احمد رحمانی پس از سخنرانی با کمک مردم توانست از چنگ مأموران ساوک و شهربانی همدان فرار کند و از همدان خارح شود.

بدین ترتیب سخنرانی شیح احمد رحمانی دومین حمله مستقیم به رژیم بعد از سخنرانی حجت الاسلام هادی غفاری در همدان بود، به همین علت مردم در مخالفت با رژیم و سر دادن شعار علیه آن، از جسارت و جرأت خاصی برخوردار شدند و شکوه و هیبت ساواک در همدان شکسته شد.

علاوه بر این، در روز دوشنبه ۱۳ شهریورماه سال ۱۳۵۷، به مناسبت چهلمین روز بزرگداشت آیت الله آخوند، مراسم باشکوهی با حضور قشرهای مختلف مردم در آرامگاه خانوادگی وی در علی ابن حمزه در باغ بهشت همدان برگزار شد. در آن روز هزاران نفر از مردم همدان، قبل از رفتن به باغ بهشت، در خیابان های شهر به راه افتادند و ضمن سر دادن شعار علیه رژیم، به تظاهرات پرداختند. در تظاهرات مذکور، به علت عدم دخالت مأموران انتظامی و پلیس، هیچ گونه حادثه ناگواری پیش نیامد. 

رحلت آیت الله آخوند علاوه بر همدان، در سایر شهرهای ایران نیز موجب حرکت های انقلابی و تظاهرات علیه رژیم شد و در شهرهایی چون نهاوند، قم، تهران، تبریز، قزوین، کاشان، محلات، خرم آباد، اراک، کرمانشاه، اصفهان، اهواز، اسدآباد، رضائیه و بوشهر مجالس ترحیم وی که با رحلت شیخ احمد کافی و طاهری شیرازی همراه بود، برگزار شد.

برگزاری مجلس ترحیم آیت الله آخوند در شهر نهاوند

در شهر نهاوند، به مناسبت بزرگداشت رحلت آیت الله آخوند و شهدای همدان، مجلس یادبود و ترحیمی به وسیله حجت الاسلام حیدری برگزار شد. واعظ مجلس مذکور کسی نبود جزء حجت الاسلام هادی غفاری، وی بار دیگر با سخنرانی کوبنده خود موجب تظاهرات مردم علیه رژیم و درگیری آنها با مأموران شهربانی نهاوند شد.

غفاری درباره چگونگی شرکت در مجلس، سخنرانی و فرار از دست مأموران ساواک می گوید: «بعد از مجلس سخنرانی در مسجد جامع همدان به مناسبت رحلت آیت الله آخوند ملاعلی همدانی به شهر بهار رفتم. یکی از منسوبین همسرم در آن شهر زندگی می کرد. از طریق ایشان موفق شدم با آقای حیدری در نهاوند تماس بگیرم. آقای حیدری گفت: آقای غفاری می خواهی برای شهدای همدان در نهاوند مراسم ختم بگیریم؟، موافقتم را اعلام کردم، منتها گفتم: آقای حیدری تا من وارد نهاوند نشده ام، شما مقدمات هیچ برنامه ای را فراهم نکن. من خودم می آیم و در آنجا صحبت می کنم. قرار شد که به نهاوند بروم. یکی دو شب در بهار ماندم. وقتی که احساس کردم جاده ها دیگر کنترل نمی شود راهی نهاوند شدم. برای من در این سفر و در سفرهای گذشته، عبور از پاسگاه های میان راه بسیار سخت بود. واقعاً مرگ را هر بار جلوی چشمم می دیدم، از سایه خودم هم ترس داشتم. احساس می کردم حیف است که دستگیر شوم، باید بمانم و کاری انجام دهم. حدس هم نمی زدم که به این زودی ها در سال ۱۳۵۷ انقلاب پیروز خواهد شد. هیچ نشانه ای پیدا نبود. در ذهن خود به مبارزه ۲۵ ساله می اندیشیدم. ظرف این چند روز، دو سه بار به همدان رفته و برگشتم. یک روز هنگام بازگشت در آبگرم(بین آوج و تاکستان) توقف کردم و به داخل آبگرم رفتم تا ببینم مردم چه می گویند. دیدم چند تا از اهالی همدان تو آبگرم هستند.

آنها با زبان ترکی با یکدیگر صحبت می کردند. یکی به دیگری گفت: آخوندی به همدان آمده بود خیلی دل داشت، می گویند او مثل جن می ماند و از این شهر فرار می کند به شهر دیگر و از آنجا به جای دیگر و پلیس هم نمی تواند او را بگیرد. بعد هم حوادث همدان را تعریف کرد. من هم وارد بحث شدم و به زبان ترکی پرسیدم: شما آنجا بودید؟، گفت: بله بودیم اما عوض او ما می ترسیدیم. اگر ما را می گرفتند تکه تکه مان می کردند.

از آنجا حرکت کردم و نزدیک غروب بود که به شهر نهاوند رسیدم. منزل آقای حیدری را بلد نبودم. از یکی دو نفر سوال کردم تا اینکه یکی نشانی منزل را به من داد. آقای حیدری گفت: ما می خواهیم اینجا مراسم بزرگی بگیریم. بعد از منبر شما، حرکت های خوبی در نهاوند اتفاق خواهد افتاد. گفتم: پس با هم برای منبر رفتن برنامه ریزی کنیم. اگر منبر من کشته داد، آیا شهر شما تحمل دارد؟ چون ممکن است منبر من به زد و خورد و درگیری کشیده شود. گفت: مانعی نیست، اینجا حرکت هایی در حمایت از امام خمینی صورت گرفته و زمینه های تمایل مردم به انقلاب قوی است.

قرار شد اول خودمان برویم مسجد را از نزدیک ببینیم. ساعت ۱۰ شب بود که به محل رفتیم. در تاریکی شب نتوانستیم راه های فرار از مسجد را دقیقاً ارزیابی کنم بنابراین ساعت ۷ صبح روز بعد، در حالیکه کت و شلوار به تن داشتم، با یکی از فرزندان آقای حیدری از محل مسجد -که در سراسر بازار قرار داشت- بازدید کردم و راه های فرار و امکان خروج از مسجد را بررسی کردم. این ارزیابی، یک ساعت به طول انجامید و طی آن وضعیت مسجد شامل شبستان مسجد، قسمت زنانه و ... دقیقاً بررسی شد. اول در این فکر بودم که راهی به سقف بازار پیدا کنم تا از روی پشت بام بازار، دیوار به دیوار از مسجد دور شوم. بعد فکر کردم که چرا یک کار طبیعی انجام ندهم. نقشه ای کشیدم و پس از سخنرانی آن را عملی کردم. جمعیتی که به مسجد آمدند، نوع آمدنشان هراس انگیز بود. مردم به شکلی می آمدند که ناراحتی و عصبانیت به خوبی از چهره شان هویدا بود. به منبر رفتم و حرف هایم را زدم. تکیه حرف های من روی بحث ولایت فقیه و حکومت اسلامی بود.

هنوز من ختم مجلس را اعلام نکرده بودم که مردم بلند شدند و شعار دادند «حکومت اسلامی ایجاد باید گردد». یک قطعنامه هم در آخر سخنرانی خواندن که بند بند آن را مردم با گفتم «صحیح است» تأیید کردند. از منبر پایین آمدم. عرق زیادی بر تنم نشسته بود. فوراً خودم را خشک کردم. موقع خروج از مسجد میان من و آقای حیدری فاصله افتاد. همدیگر را گم کردیم. جمعیت زیاد بود، آتش نشانی هم مردم را به آب جوش بسته بود. قطره های آب جوش به هر کسی پاشیده می شد، بدنش تاول می زد.

یکی از ماشین های استیشن آتش نشانی آمد تا از جلوی من رد شود. دست بلند کردم و گفتم: آقا! آقا! اینجا بزن بزن است. لطفاً ما را نجات دهید! گفت: شما شعار مرگ بر شاه می گویید. گفتم: کی من گفتم مرگ بر شاه؟ من خیال کردم اینجا سخنرانی است، آمده بودم برای سخنرانی. پرسید: آقا شیخ تو توی اینها نبودی؟ گفتم: نه، من نبودم. گفت: پس بیا تو را از این مهلکه نجات دهم. توی ماشین شروع کرد به فحش دادن به انقلابیون. من هم گفتم: یکی گفت اینجا آقا شیخی منبر می رود، من هم آمدم، نمی دانستم این جور می شود. گفت: آقا شیخ کدام است؟! یک کسی آماده اینجا که می گویند هر جا می رود شلوغ می کند و آنجا را بهم می ریزد. حالا این فرد آمده اینجا توی شهر ما. اینجا چنین خبری نبود، همه طرفدار اعلیحضرت هستند. گفتم: اما اینها مردم هستند. گفت: نه، اینها همه شان مزدور و اراذل و اوباش هستند. اینها از خارج می آیند... دیدم اگر یک کمی دیگر دفاع کنم، ممکن است من را هم مستقیم ببرد به شهربانی نهاوند، بنابراین دیگر چیزی نگفتم. گفت: کجا می خوای بروی؟ گفتم: آقا من زن و بچه دارم، مرا این شهر بیرون ببرید. بعد مرا در نقطه ای از شهر پیاده کرد و گفت: از اینجا با تاکسی برو.

من از شهر بیرون آمدم. توی جیبم پولی هم نداشتم. ماشین هم داخل شهر مانده بود. از شهر صدای آژیر و رفت و آمد ماشین ها می آمد. دلم طاقت نیاورد که مردم بایستند و کشته شوند اما من فرار کنم. این را نامردی می دانستم. دوباره دلم را به دریا زدم و وارد شهر شدم و به خانه آقای حیدری رفتم. دیدم ایشان آمده و همه لباس هایش هم خونی است. گفت: برای چه آمدی؟ گفتم: دلم نیامد. گفت: این حماقت است، تو کار خودت را کردی، بعد از این ما باید عمل کنیم. تو دیگر برای چی آمدی. فرض بگیریم شما یک نفر کشته شدی، چه سودی خواهد داشت؟ شما می توانید به شهرهای دیگر بروید و صحبت کنید، موج راه بیندازید. گفتم: نه، من نمی روم. گفت: پس دیگر تو را در منزل خودم نگه نمی دارم! باید بروید! پسرش را همراه من فرستاد و ماشین را نیز پیدا کردیم و من از شهر خارج شدم. تنها جایی که می توانستم بروم قم بود. در آنجا می خواستم به منزل آقای شیخ ذاکری که اهل زنجان بود بروم ...».

بدین ترتیب با سخنرانی حجت الاسلام هادی غفاری در نهاوند، سیر انقلاب در این شهر وارد مرحله جدیدی شد و مردم برای نخستین بار شعار «مرگ بر شاه» را سر دادند. در این واقعه عده ای دستگیر و شهید شدند و آن جو اختناق و وحشت در این شهر شکسته شد.

منبع: کتاب انقلاب اسلامی در همدان، نوشته ابوالفتح مؤمن نویسنده و کارشناس مرکز اسناد همدان

انتهای پیام           

  • در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • -لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • -«ایسنا» مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • - ایسنا از انتشار نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
  • - نظرات پس از تأیید مدیر بخش مربوطه منتشر می‌شود.

نظرات

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.