علی عقیلی در گفتوگو با ایسنا درباره مزایا و معایب صندوقهای سرمایهگذاری مبتنی بر طلا و بر لزوم توجه به ریسکهای سیستمی در کنار مزایای نقدشوندگی تأکید و اظهار کرد: صندوقهای طلا در واقع مزایایی دارند که برای بخش بزرگی از جامعه جذاب است. مزیت اصلی این است که افرادی که دانش تخصصی ندارند و نمیتوانند مدیریت حرفهای سرمایه خود را انجام دهند، این صندوقها این امکان را به آنها میدهند. از آنجایی که کارشناسانی در آنجا حضور دارند که تحلیلهای درستی انجام میدهند، سرمایهگذار میتواند بدون نیاز به دانش تخصصی، مدیریت حرفهای را تجربه کند.
وی نکته دوم را در دسترسی سرمایهای دانست و افزود: نکته دوم، منفعت سرمایهگذاری با مبلغ کم است. با توجه به شرایط تورمی کشور، همه به دنبال تبدیل سرمایه خود به کالایی دیگر برای حفظ ارزش داراییها هستند، اما در حوزههایی مانند دلار یا خرید سکه فیزیکی، با سرمایههای کم نمیتوان وارد شد؛ مثلاً برای خرید یک سکه باید ۱۴۰ تا ۱۵۰ میلیون تومان هزینه کرد اما با این صندوقها، افراد با سرمایههای کم نیز میتوانند وارد بازار طلا شوند.
این کارشناس اقتصادی در ادامه به بحث نقدشوندگی اشاره و اظهار کرد: یک حسن دیگر این صندوقها، نقد شوندگی بالای آنهاست. همانطور که میدانید، ارزشمندترین سرمایه، سرمایهای است که قدرت نقد شوندگی بالایی داشته باشد. کالاهایی مثل ملک یا اتومبیل قدرت نقدشوندگیشان به مراتب کمتر است. حتی در مورد طلای فیزیکی، در صورت سرمایهگذاری در کوتاه مدت، هنگام خرید یا فروش اجرت و مالیات اخذ میشود. این صندوقها که ETF (صندوقهای قابل معامله در بورس) هستند، دارای قدرت نقد شوندگی بالایی بوده و سرمایهگذاران به راحتی و در کمترین زمان میتوانند واحدهای خود را به پول نقد تبدیل کنند.
عقیلی همچنین امنیت را یک عامل مهم برشمرد و تأکید کرد: مسئله بعدی امنیت بالا در مقایسه با خرید طلای فیزیکی است. سرقت، گم شدن یا عدم اصالت در طلای فیزیکی مطرح است که صندوقها عملاً این مسئله را با توجه به مجوزهایی که از بانک مرکزی دارند، پوشش دادهاند؛ سهولت خرید و فروش آنلاین نیز به این مزیت افزوده است.
چالشها و ریسکهای پنهان در ساختار صندوقها
وی به معایب این ابزار اشاره و اظهار کرد: این صندوقها معایبی هم دارند. بسیاری از شرکتهایی که مجوز گرفتند، در صورتی که مشتری تقاضای طلای فیزیکی کند، اعلام میکنند که تحویل میدهیم، ولی عملاً هیچ مرکز معتبری وجود ندارد که اگر مثلاً همه مشتریان به صورت همزمان درخواست طلا فیزیکی کردند، آن نهاد بتواند پاسخگو باشد یا نهادی دیگر آن را بیمه یا تضمین کند. نمونههایی از صندوقهای مالی اعتباری مانند بانک آینده یا مؤسساتی مثل میزان را داشتیم که علیرغم داشتن مجوز از بانک مرکزی و اعتماد مردم، وقتی ورشکست شدند، عملاً دولت پاسخی نداد و قرار هم نیست بدهد، چراکه در هیچ جای دنیا نیز تعهد تضمین کامل در این سطح وجود ندارد.
عقیلی ادامه داد: به همین دلیل، این صندوقها این ریسک بالا را هم دارند که اگر مثلاً تنشهای سیاسی یا اجتماعی به وجود بیاید و همه بخواهند دارایی خود را نقد کنند، ممکن است مدیران صندوقها پاسخگو نباشند و هیچ پاسخی به مردم ندهند. به همین دلیل است که چارچوب این کار باید محکم باشد؛ در واقع این ریسکها را نیز این صندوقها دارند.
این کارشناس اقتصادی در پی اظهارات اخیر وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی مبنی بر اینکه تبدیل پساندازها به طلا، رشد بخش تولید را تضعیف میکند، با تأیید این دیدگاه در سطح کلان، پیشبینی کرد: احتمالا شاهد افزایش فشار نظارتی برای هدایت سرمایهها به سمت بازارهای مولد خواهیم بود.
عقیلی رویکرد وزیر را از منظر اقتصادی کاملاً صحیح دانست و تأکید کرد: سخنان وزیر اقتصادی درست است. در تمام دنیا، بازار سرمایه مکانی است که سرمایهها باید در آنجا جریان داشته باشد، چراکه بازار سرمایه دقیقاً جایی است که شرکتهای تولیدی برای تأمین مالی خود با حداقل کارمزد، سرمایهها را جذب میکنند؛ امری که باعث رشد و توسعه هر اقتصادی میشود.
وی با انتقاد از سرگردانی سرمایه در بازارهای غیرمولد، وضعیت فعلی کشور را نتیجه این امر دانست و افزود: اینکه بخواهیم سرمایههای کشور را به سمت فرآیندهای سرمایهگذاری غیرمولد ببریم، قطعاً بازار را قفل میکند. شاید دو تا سه نسل است که گفته میشود، ملک مُرده است و زمانی دست شما را میگیرد؛ اکنون میبینیم بازار ملک به چه رکود تورمی عجیبی دچار شده است. هر کس در این بازار دارایی دارد، تبدیل به فردی با دارایی بالا اما فقیر شده است؛ مثلاً طرف ملکی به ارزش ۱۰۰ میلیارد تومان دارد اما مشتری نیست که آن را بخرد، در نتیجه سرمایهاش آنجا حبس شده و قدرت نقدشوندگی ندارد.
این کارشناس اقتصادی طلا با ذکر مثالی دیگر از بازار خودرو تصریح کرد: به طور مثال کسی که یک ۲۰۷ صفر در سال ۱۴۰۰ به قیمت ۴۰۰ میلیون تومان خریده، اکنون قیمت آن به یک و نیم میلیارد تومان رسیده است، اما کوچکترین وسیلهاش خراب شود، پولی برای تعمیر آن ندارد. این در واقع همان حبس سرمایههاست؛ فرقی نمیکند این سرمایه تبدیل به طلا شود، دلار شود، ملک شود یا اتومبیل؛ اینها مکانهای مناسبی برای سرمایهگذاری نیستند؛ سرمایه باید در بازار سرمایه باشد.
رفتار هیجانی و ناامنی در بورس و صندوقهای طلا
عقیلی در ادامه به وضعیت متناقض بازار سرمایه در همان روز اشاره و رفتار فعالان را مورد سؤال قرار داد و گفت: همین امروز بازار سرمایه را نگاه میکردم، جالب است که شاخص تا ساعت ۱۱:۱۵ صبح، ۱۰۶ هزار واحد رشد کرده و تمام نمادها در صف خرید قرار دارند. در شرایطی که ثبات سیاسی و اجتماعی کشور به هم ریخته است، آیا این طبیعی است که همه سهمها در صف خرید باشند؟ چند میلیارد تومان صف خرید ایجاد شده است. آیا اتفاق جدیدی در صنعت افتاده؟ آیا سودی اعلام شده؟
وی ادامه داد: واقعا این رفتارهای هیجانی هم یک داستان است؛ زمانی که تا دیروز همه چیز منفی بوده، ناگهان همه چیز مثبت میشود، مشخص است که دارند آن را منیپولیت میکنند که این امر دستکاری شده است.
این کارشناس اقتصادی طلا مجددا به ریسک صندوقهای طلا اشاره کرد و گفت: علاوه بر این، ممکن است ناگهان افرادی که سهام این صندوقها را در قیمتهای بالا خریدهاند، با وقوع اتفاقاتی در عرصه جهانی که قیمت انس طلا کاهش یابد، همه فروشنده شوند. نمونه آن را همین دو هفته پیش دیدیم که رفتار سهامداران حقوقی در صندوقهای طلا نشان میداد که در حال خروج از صحنه بودند و سهمهایشان منفی شد و این نشان میدهد که بازار صندوقهای طلا یک بازار ناامنی است. این امر، خود مؤید این نکته است که هدایت این نقدینگی به سمت تولید، با اعمال نظارتهای هدفمند، میتواند تصمیم صحیحی باشد.
سابقه صندوقهای طلا عامل تعیینکننده بازدهی نیست؛ ریسک پشتوانه فیزیکی همچنان پابرجاست
عقیلی در ادامه بررسی عملکرد صندوقهای سرمایهگذاری مبتنی بر طلا، بیان کرد: سابقه طولانی مدت یک صندوق لزوما مزیت قابل توجهی در بازدهی کوتاهمدت ایجاد نمیکند ریسکهای ساختاری و مسئله پشتوانه فیزیکی، بزرگترین تهدید برای سرمایهگذاران این حوزه است. اینکه صندوقی سابقه طولانی دارد، نه تنها در این صندوقها، بلکه در هر کسب و کاری در حال حاضر مبین بهتر بودن آن نیست.
وی افزود: در تبلیغات بانکی مثلاً آن بانکی که میگوید من قدیمیترین بانک ایرانم و ۱۰۰ سال سابقه دارم، امروز اگر محصولی ارائه دهد، کسی حاضر نیست در آن سرمایهگذاری کند، چراکه آن عملکرد و لیکوییدیتی (قدرت نقد شوندگی) است که اهمیت دارد. اینکه من بزرگترینم، من اولینم، یا بیشترین کارمند را دارم، دیگر هیچ اهمیتی ندارد.
این کارشناس اقتصادی طلا به ساختار درونی صندوقها اشاره کرد و گفت: در مورد این صندوقها نیز باید بگویم که بسیاری از آنها به صورت مختلط در سهام یکدیگر سرمایهگذاری کردهاند. به همین دلیل است که وقتی سهام یک صندوق رشد میکند، به همان دامنه، سهام صندوق دیگری که در آن سرمایهگذاری شده نیز رشد میکند؛ این همبستگی باعث میشود که بازدهیها نزدیک به هم باشند.
عقیلی بر یک نکته حیاتی برای جلوگیری از مالباختگی مردم تأکید کرد و افزود: آنچه بیش از همه باید به مردم گفته شود، معایب و ریسکهای این صندوقها است. ریسکهایی که این صندوقها دارند، همان ریسکهایی هستند که قیمت طلای فیزیکی را تهدید میکنند و از این بابت فرقی با طلای فیزیکی ندارند.
وی خاطرنشان کرد: مردم باید حواسشان باشد. اطلاع دارم بسیاری از این صندوقها در حال خالی فروشی هستند؛ یعنی اگر افراد بیایند و بگویند ما فیزیک آن را میخواهیم، این صندوقها هیچ پشتوانهای برای ارائه فیزیکی ندارند. باید در این وضعیت، همان ضربالمثل معروفی که میگوید تخممرغهایمان را در سبدهای مختلف بچینیم و همه سرمایه را در یک جا متمرکز نکنیم، رعایت شود و مردم از سرمایهگذاری یکجانبه پرهیز کنند.
انتهای پیام


نظرات