• یکشنبه / ۷ دی ۱۳۹۹ / ۰۸:۱۸
  • دسته‌بندی: گیلان
  • کد خبر: 99100704558
  • خبرنگار : 50042

گفت‌وگوی اختصاصی ایسنا؛

برای تغسیل هفت نفر آمد اما ماندگار شد

برای تغسیل هفت نفر آمد اما ماندگار شد

ایسنا/گیلان یک غساله می‌گوید: ابتدا به نیت تغسیل هفت نفر آمدم که به نظرم شغلی قشنگ و آرامبخش آمد و ۱۰ سال است که پابند شده‌ام.

یکی از مشاغلی که علی‌رغم تاثیرگذاری بسیار در جامعه، اما در تقویم روزی به نام آن و قدردانی از شاغلان این عرصه ثبت نشده، «غسالی» است. برای گفت‌وگو با غسالان شاغل در آرامستان شهرداری رشت، راهی باغِ رضوان شدم. باغِ رضوانی که بر خلاف معنایش ناخودآگاه غم تلخ فراق عزیزی را یادآور می‌شود و یا مرگ را جلوی چشمان‌مان می‌آورد.

در مسیر به سوالات گوناگون فکر می‌کردم. مهمترین مورد این بود که چرا نگاه‌مان به مرگ با ترس، وحشت و غم همراه است؟! چرا از دیدگاه اجتماعی شغل غسالی هنوز که هنوز به عنوان یک شغل شریف مورد پذیرش عموم قرار نگرفته است؟!

زمانی که رسیدم علی‌رغم هماهنگی‌های از پیش به عمل آمده برای مصاحبه تصویری، متاسفانه بنابر دلایلی شرایط انجام مصاحبه تصویری فراهم نشد و حتی از ۶ بزرگوار شاغل در بخش غسالخانه فقط دو نفر حاضر به مصاحبه شدند که برای حفظ احترام، اصرار بیش از این جایز نبود.

وقتی به جلوی ساختمان «عروجیان» محل تغسیل متوفیان رسیدم، آمبولانس منتظر بود تا فرد متوفی را به محل تدفینش انتقال دهد؛ به علت اینکه غسالان مشغول تغسیل چند متوفی بودند باید مدتی را منتظر می‌ماندم به همین دلیل به دفتری که مقابل ساختمان عروجیان بود، رفتم.

مرگ را به عنوان یک واقعیت می‌پذیریم

الهام روشن‌ضمیر، مسئول ناظر نیروهای شرکتی شاغل در مجموعه آرامستان شهرداری رشت، در بدو ورودم می‌گوید تا قبل از اینکه کار همکاران در بخش غسالخانه تمام شود و بیایند، چای می‌خورید؟ که با تشکر کردنم می‌خندد و می‌گوید "نترس اینجا همه چیز ضدعفونی شده".

 همین گفت‌وگوی مختصر باعث شد راحت‌تر بپرسم «کار کردن برای شما به عنوان یک خانم جوان در چنین مجموعه‌ای سخت نیست؟» گفت: پنج سال قبل که تازه وارد این مجموعه شده بودم، سعی می‌کردم سمت ساختمان عروجیان نروم و حتی اگه تدفینی در مجموعه انجام می‌شد مسیر عبورم را عوض می‌کردم که چشمم به متوفی نخورد، اوایل از همکاران فاصله می‌گرفتم یا اصلا با خانم‌های غساله دست نمی‌دادم و همه هم از ترسم مطلع بودند؛ اما الان ترس اولیه را ندارم ولی همچنان حضور در ساختمان عروجیان برایم سخت است و نمی‌روم.

وی در پاسخ به این سوال «آیا اینکه ترس اولیه را ندارید یعنی پس از مدتی حضور در چنین فضایی شرایط برای شما عادی شده و ترس از مرگ و میت وجود ندارد؟» گفت: شرایط برای ما پرسنلی که اینجا کار می‌کنیم هیچ‌وقت عادی نمی‌شود چون ما هم احساسات و عاطفه داریم، هر کدام‌مان بارها و بارها با غصه و ناراحتی بازماندگان غصه‌دار شده‌ایم و گریه کردیم اما خداوند صبری می‌دهد که تحمل شرایط را فراهم می‌کند و مرگ را به عنوان یک واقعیت می‌پذیریم. به مراتب روحیه حساسی هم پیدا کرده‌ایم چون هر روز میت، لباس مشکی، اشک و ناراحتی خانواده‌های عزیز از دست داده را شاهد هستیم.

روشن‌ضمیر در پاسخ به این سوال «از زمان شیوع کرونا شرایط کاری سخت‌تر شد؟» می‌گوید: ساخمان عروجیان همه روزه ضدعفونی می‌شود، غسالان هم از لباس‌های ایزوله استفاده می‌کنند و بعد از انجام کار، دوش می‌گیرند؛ علاوه‌بر این کل محوطه هم هر روز ضدعفونی می‌شود. بحمدالله در تمام این دوره کرونا هیچ‌یک از پرسنل غسالخانه مشکلی به لحاظ آلوده شدن برای‌شان پیش نیامد.

این ناظر نیروهای شرکتی در آرامستان شهرداری رشت بیان کرد: همکاران ما چه در بخش تغسیل و چه در بخش تدفین انصافا از لحاظ گندزدایی، سم‌پاشی و ضدعفونی کردن کم نگذاشتند و همه با جان و دل کار کردند.

وی در پاسخ به سوال «عجیب‌ترین اتفاق این مدت چی بوده؟»، می‌خندد و می‌گوید: عجیب‌ترین اتفاق تماسی بود که در اوج شیوع کرونا داشتم و از من پرسیده شد «واقعیت دارد که مبتلایان به کرونا را دسته جمعی و با بولدزر دفن می‌کنند؟»؛ در حالیکه وقتی نهادها و ارگان‌های دیگر به صورت یک سوم در محل کارشان حاضر می‌شدند، ما اینجا همه روزه و بی وقفه در محل کارمان خدمات مربوط به بخش تغسیل، تدفین، ترخیص و امور اداری را ارائه می‌دادیم.

گفت‌وگوی مان به اینجا رسید که آقا رضا یکی از غسالان که حدودا ۵۰ سال سن دارد، با کلاه، ماسک و لباس مخصوص برای انجام مصاحبه آمد و تاکید داشت از آنجایی که باید به کمک همکارانش برود، گفت‌وگو را کوتاه کنم.

یک غسال: معنویات و توسل رمز موفقیت ماندن در این شغل است

وی در پاسخ به این سوال که «چندسال است که در غسالخانه کار می‌کنید؟ چطور این شغل را انتخاب کردید و آیا صرفا به خاطر درآمد به سراغ این حرفه آمدید؟» گفت: به مدت پنج سال است که در غسالخانه کار می‌کنم؛ قبل از هر چیزی کسی که سراغ این شغل می‌آید معنویاتش را در نظر می‌گیرد، مطمئن باشید هیچکس بخاطر مادیات سراغ این شغل نمی‌آید.

وی افزود: کسی که می‌پذیرد شغل غسالی را انتخاب کند، باید شرایط خاصی داشته باشد؛ خصوصا با شیوع کرونا که شرایط سخت‌تر شده اگر به یک فرد ۱۰۰ میلیون تومان هم بدهند تا جنازه عزیزش را غسل و کفن کند، حاضر به کار در چنین مجموعه‌ای نمی‌شود!

آقا رضا در پاسخ به این سوال که «شغل‌ سختی دارید؟»، با قرائت آیه "إِنَّ اللّه مَعَ الصَّابِرِینَ"، می‌گوید: معنویات و توسل رمز موفقیت ماندن در این شغل است، خداوند همانطور که وعده داده صبر لازم برای ماندن در این شغل را هم به بندگانش می‌دهد.

این غسال در خصوص شرایط کاری همزمان با شیوع کرونا گفت: اوایل همزمان با شیوع کرونا و حساسیت انتقالی که این ویروس دارد آمادگی لازم را نداشتیم درست مانند اوایل جنگ تحمیلی؛ نمی‌دانستیم چگونه باید عمل کنیم که پس از مدتی دستورالعمل‌های بهداشتی لازم ابلاغ و طبق الگویی که از سوی کارشناسان بهداشت ارائه شد، شست‌وشوها هم انجام گرفت.

آقا رضا که دو فرزند دارد در پاسخ به این سوال که «دیدگاه اطرافیان به شغل شما چیست؟» تصریح کرد: به غیر از همسرم دیگر کسی نمی‌داند که شغل من چیست!

به گفت‌وگو با این غسال شریف به همینجا بسنده می‌کنم و از آنجایی که هنوز کار غساله‌های خانم تمام نشده؛ همراه خانم روشن‌ضمیر راهی قطعات ۲۰ و ۲۱ باغ رضوان که محل تدفین مبتلایان کروناست، می‌شویم. با نگاهی ساده قبور پزشک، پرستار، پیشکسوت ورزشی، خانم باردار ۱۸ ساله، بازاریان سرشناس و پیر و جوان‌هایی به چشم می‌خورد که ناخواسته و ندانسته تسلیم جبر ویروسی موذی به نام کووید۱۹ شدند!

وقتی برگشتیم ساعت کاری پایان یافته بود، به ساختمان عروجیان رسیدیم یکی از غساله‌های خانم راضی به مصاحبه نشد اما سرانجام زهرا محمدی که آماده رفتن بود و حدودا ۱۰ سال هم سابقه فعالیت در غسالخانه را دارد با قول یک مصاحبه مختصر، پذیرفت تا گفت‌وگوی کوتاه داشته باشیم.

یک غساله: شغل قشنگ و آرامشبخشی دارم

این غساله در پاسخ به این سوال که «چطور شد غساله بودن را انتخاب کردید؟»، اظهار کرد: ابتدا به نیت تغسیل ۷ نفر آمدم که بنابر علاقمندی پابند شدم، برایم شغلی قشنگ و آرامبخشی بنظر آمد.

وی در پاسخ به این سوال که «نیاز مالی شما را به این شغل رساند؟» با لبخند می‌گوید: نه اصلا بحث نیاز مالی نبود.  

با تردید و مکث می‌پرسم «می‌توانم بدانم شغل همسرتان چیست و چند فرزند دارید؟» در عین اینکه به مسیر خروج می‌نگرد خنده‌ای می‌کند که هر آن منتظر بودم تا جمله معروف "امان از دست شما خبرنگاران" را بشنوم، اما صبورانه می‌گوید: یک دختر ۱۶ ساله دارم و همسرم هم زرگری دارد.   

وی در پاسخ به این سوال «اگر می‌شود بیشتر از قشنگی‌های این شغل می‌گویید؟» گفت: خب قشنگی به این معنا نیست که این شغل تاثیرات عصبی، فشار کاری و روحی ندارد، بلکه با توجه به اینکه مرگ به نوعی آخرین مرحله حیات دنیوی است را راحت‌تر می‌پذیریم و هر تعلقات و دلبستگی‌هایی که شاید مرگ را سخت‌ می‌کند؛ کمتر می‌شود و آرامشی که من از شغلم می‌گیرم به مراتب بیشتر از فشار کاری و روحی آن است.

محمدی در پاسخ به این سوال «اطرافیان و اقوام با شغل‌ شما مشکلی ندارند و چالشی در ارتباطات شما ایجاد نشده؟» گفت: اطرفیان و خانواده من همه می‌دانند من شغلم چیست و براساس شناختی که از من دارند، در ارتباطاتم هم مشکلی پیش نیامده؛ اتفاقا همواره همه جا هم با افتخار می‌گویم که غساله هستم و در غسالخانه کار می‌کنم.

وی در پاسخ به اینکه «در هنگام تغسیل چه چیزی آرام‌تان می‌کند؟»، می‌گوید: وقتی که برای متوفی دعا می‌خوانم.

این غساله در پاسخ به این سوال «انجام کدام تغسیل‌ها برای‌تان سخت می‌شود؟» گفت: وقتی متوفی همسن و سال دخترم باشد، عمیقا ناراحت می‌شوم و غصه می‌خورم و اشک می‌ریزم.

محمدی در پاسخ به این سوال که «اگر امکانش هست در خصوص تغسیل یکی از غساله‌های بزرگوار که همکاری مشترک داشتید می‌فرمایید»، گفت: این همکار بزرگوارمان از باسابقه‌های مجموعه بودند که شاید بیش از ۱۰۰۰ تغسیل انجام داده‌اند، متاسفانه سه ماه پس از بازنشستگی بر اثر سانحه تصادف جانباختند؛ خب قطعا سخت‌ترین و دردناکترین تغسیل‌ها بود چون ما در بازه زمانی ۱۰ ساله همکاری مشترک داشتیم.

به عنوان آخرین سوال می‌پرسم «ارتباط شما با خدا ویژه است؟» که می‌خندد با اشاره ابرو می‌گوید: نمی‌دانم این سوال را باید از خدا پرسید! البته از زمانی که وارد غسالخانه شدم ارتباطم با خدا بیشتر شده چون دریافتم که از تولد تا مرگ فاصله‌ای نیست.

علت ترس از مرگ را باید در خودمان جستجو کنیم! چون همه ما مسافران یک اتوبوس با مسیری واحد و ایستگاه‌های متفاوت هستیم و همانطور که از یک مبدا سوار شده‌ایم در نهایت بالاخره در مقصدی مشخص و از پیش تعیین شده هم پیاده می‌شویم؛ پس ترس برخی از ما از مرگ یا شغلی مانند غسالی به چه علت است؟!

انتهای پیام

  • در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • -لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • -«ایسنا» مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • - ایسنا از انتشار نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
  • - نظرات پس از تأیید مدیر بخش مربوطه منتشر می‌شود.

نظرات

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.